روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
93
شرح شطحيات ( فارسى )
46 فصل فى المناجات ( 149 ) اى روان هر ديدهبازى ! اى دل دلبر هر سراندازى ! بجان تو كه سخت جان جان بخشى . بهر لحظهئى چون استواء قدم صد هزار بار عرشى ، كجا زوّاران عرش درين فرش ؟ زه ! اى جهان ! بر جهان توئى ، آيات صغرى بر صفات كبرى ، صورتت كعبهء جانست ، و دلت بيت معمور جانان . آصف برخيا عقلت بر سليمان بىهدهد ، عرش بلقيس را نشان است . زه ! اى برق تجلّى ، و زه ! اى كيمياء تدلّى ، از مشاهدهء قدم الماس عدمى ، و از كوه ازليّات زمرّد افعى امتحان معرفتى . درنورد ، اى جان و جهان ، بساط اين جهات ، كه بر زوايا شهود عين تست آن خانومان . 47 فصل ( ايضا فى شطحيّات أبى يزيد ) ( 150 ) ابو يزيد گويد كه « خداوند - جلّ اسمه - در عالم بنگريست ، نديد معرفت خود را اهلى . ايشان را مشغول كرد به عبادت خويش . » ( 151 ) قال : بدين عموم را خواست ، جز اهل خصوص ، كه اهل خصوص معادن معارفاند . و عموم اهل ايمان و عبادت عامّ را استعداد حقايق معرفت نيست درين عالم ، كه اگر چنين نبودى ، تخصّص نبوّت و ولايت و ملكيّت كى بودى ؟ « يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ » « 22 » . اين
--> ( 22 ) سورهء ( البقره ) آيهء 99