روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )

92

شرح شطحيات ( فارسى )

بيدارى . چه كسى كه در حواصل ادهار منازل انوار نه جوئى ؟ چه كسى كه بعد از كشوف كشوف كسوف قدم در نكرات عدم ، حقّ در حقيقت ، در عين نفى ، باز ندانى ؟ اگر شاخ گلى ، چرا بلبل عشق انائيّت از انائيّت گفتن خاموش است ؟ اگر عنقاء قاف الوهيّتى ، چرا در پستى پشّه گيرى ؟ ( 148 ) بگذر از باخبران ، كه جمله دفترخوانان علم تزويراند . بگذر از بهتران ، كه جمله كارداران سراى تقديراند . اى شمس مطالع ذوالجلالى ! تا كى از انجم افعالى در بيخودى منى گوئى ؟ چون قبلهء مختلف يكرنگ شد ، از همه جهات بوى ياسمين « فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ » « 10 » جوى . شاد باش ، اى مقتول عشق « ألست » ، هان كه جان به جانان خواهد پيوست . اى مرقّع‌پوش صحن صفاء قدّوسيان ! اى نواى خطاب مرغان مقدّس ملكوت سبّوحيان ، به يك جرعه اين جان ناتمام در مجلس ازل مست گردان ، كه آشوب‌كنان صحن‌سراى مجد كبريائى ، در مجلس بهاء ذوالجلالى خمارزدهء درد تواند چند كرد بتخانهء آزران كردى ، و نزد هر بتى در مشهد التباس « هذا رَبِّي » * « 16 » گوئى . سماع ورود و سرود طعمهء طوطى جان‌ساز ، تا به اغذيهء روحانيات جسم و جان قوى گردد ، و از جملهء رياست در دو جهان به روى آن شاهد برى گردد . آه زن و راه كوب ، كه صد هزار قاضى بىروان از نايافت جان عشق بىروان‌اند .

--> ( 10 ) سورهء 2 ( البقره ) آيهء 109 ( 16 ) سورهء 6 ( الانعام ) آيهء 76 ، 77 و 78