سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 75
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
تا در نعيم و نعمت مىباشيم » ( حكايت 34 ) . بر فرض كه نخستين برخورد محمد غزنوى با شيخ 5 - 6 سال پيش از مردن او يعنى در حدود سال 530 هجرى بوده باشد و بر فرض كه شيخ در همان آغاز آشنائى اين دعاى خير را بر زبان آورده باشد باز تاريخ تحرير اين يادداشت در حدود سال 550 هجرى يعنى چهارده سال پس از مرگ شيخ خواهد بود . دليلى كه از جاى ديگر در تأييد اين نظر مىتوان آورده عبارت « خلد ملكه » مىباشد در حق سلطان سنجر ( حكايت 117 ) ، و چون سنجر در 552 درگذشت پس ناچار اين قسمت نيز پيش از تاريخ مزبور نوشته شده است . هرچند اين دو موضع بعلاوه حكاياتى كه غزنوى از زبان خود شيخ يا زنان و دوستان او نقل مىكند مدلّل مىدارند كه تحرير لا اقل اجزائى چند از كتاب تا حدود سال 552 پايان يافته بوده ولى دو دليل ديگر هست كه تاريخ تنظيم نهائى كتاب را بسيار عقبتر مىبرد و آن دو دليل اينست : 1 - در حكايت 134 چنين مىخوانيم : « ديگر خواجه امام ظهير بيهقى رحمت اللّه عليه كه از مشاهير علما بود و افراد حكماء زمان خويش بود و صاحب تفسير ، بعد از وفات شيخ به سى و اند سال او معتقد گشته بود . » تحرير اين عبارات و حكاياتى كه محمد غزنوى از اين امام ظهير نقل نموده بايد ناچار در حدود سال 570 هجرى صورت گرفته باشد « 1 » .
--> ( 1 ) - آيا اين خواجه امام ظهير بيهقى همان دانشمند معروف مؤلف كتابهاى تتمة صوان الحكمة و تاريخ بيهق و آثار عديدهء ديگر است يا شخصى گمنام ، بحثى است كه در اين مختصر نمىگنجد . به نظر نگارنده يكى بودن آن دو بعيد نيست زيرا وصف « از مشاهير علما و افراد حكما » مناسب شخصى گمنام نيست و بعلاوه در ضمن كتبى كه ياقوت در معجم الادبا ( چاپ مارگليوث ج 5 ص 208 ) بحكيم و دانشمند معروف نسبت مىدهد ( بنقل از كتاب مشارب التجارب خود امام ظهير ) عنوانهائى هست كه مىتواند اسم كتابى در تفسير قرآن باشد مانند : اسئلة القرآن مع الاجوبه و اعجاز القرآن كه نظائر آن را حاجى خليفه بعنوان تفسير قرآن نقل كرده است ( رك بكشف الظنون ج 1 ص 100 و 120 و 302 ، چاپ مصر 1311 هجرى قمرى ) . و اينكه در مقامات نوشته « پس از سى و اند سال » به نظر من قاطع نيست و مىتواند ناشى از سهلانگارى محمد غزنوى در حساب دقيق و ضبط صحيح -