سديد الدين محمد غزنوى
مقدمه 41
مقامات ژنده پيل ( فارسى )
محكوم به بيمارى و خانهنشينى و حتى مرگ مىكرده است . رفتارش با فرزندان خود ولى در مورد فرزندان خود پدرى عطابخش و خطاپوش بوده و چندان صبر مىكرده تا دست از معاصى بردارند و به راه پدر بازگردند . چنان كه كتاب مفتاح النجاة را بمناسبت توبهء يكى از پسرانش نجم الدين ابو بكر ، كه ساليان دراز بعيش و نوش و بادهپرستى گذرانده بود ، نوشت « 1 » . وقتى يكى از پسرانش بنام برهان الدين زير بار قرض رفته و نيازمند دستگيرى پدر بود . شيخ احمد به طرزى كه دور از آئين بزرگى و بلند نظرى و غناى طبع است هزار دينار از ياران خويش براى تأديهء قروض و دو هزار دينار ديگر جهت معاش وى تهيه كرده « 2 » . رفتار او با زنانش نسبت به زنانش سختگير و بسيار خشن بود يكى از آنها را بجرم آنكه يكبار بىاجازت شيخ با خويشى به تاكستان رفته بود مفلوج و دو ديگر را چون به گاه خلوت شيخ از شكاف در بدرون اطاق نگريسته بودند كور كرد « 3 » . رفتارش با غير مسلمانان شيخ احمد با پيروان اديان ديگر تند و نامهربان بود و همهء آنها را ، و لو آنكه از اولياى دين خويش و صاحب كرامات باشند و زندگانى را در كمال خداپرستى و نوعدوستى سپرى نموده باشند ، محكوم به آتش دوزخ مىدانست و در رفتار خويش با آنها بجاى محبت و احترام زور و تعصب به كار مىبرد و مىكوشيد كه آنان را بدين اسلام درآورد « 4 » .
--> ( 1 ) - رجوع شود به مقالهء استاد ماير : ' ut ? ahafaN s'imaG nov ednuknelleu ? Q ruz dnu s'm ? aG i - damhA eihpargoiB ruZ . 56 - 46 . S , ) 3491 ( , l tfeH , 79 dnaB , GMDZ , snu - I ( 2 ) - مقامات ، حكايت شمارهء 28 ( 3 ) - مقامات ، ح شمارهء 60 و 61 و 62 . ( 4 ) - مقامات ، ح شمارهء 8 و 65 .