روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
54
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
انبساط است ، و سكر با سكر و صحو با صحو . و در هر نفس « 1 » صد هزار رمز در رمز است حق را با موحد ، كه اگر يكى از آن اهل مشاهدت بشنوند همه مشبه شوند . و از توحيد تا به اتحاد هفتاد هزار حجاب عبوديت است ، كه اولش نيستى است ، و آخرش هستى . و در هر حجابى هفتاد هزار اشكال التباس است ، كه در هر لباسى « 2 » صد هزار عروس حسن است . و هر عروسى را صد هزار زبان سر است ، كه از همه « 3 » نطق لايزالى با عاشق فانى گويد ، كه اگر يكى از آن به گوش همهء موحدان رسد جمله « 4 » كافر شوند . و چون اهل حقايق به حقيقت اتحاد رسند ، همه خطاب شنوند - تا به جايى رسند كه خطاب نيز برخيزد ، كه اگر خطاب بود آن دويى بود . آنجاست كه خطاب منقطع شود و همه نمودن « 5 » باشد ، تا كار تمام شود . پس نمودن نيز برخيزد ، كه همه آن نظر تهمت است . چون در سكر سكر افتد ، نمايشها همه بگذارد ، تا باز به صحو صحو افتد ، و بين الصحو و السكر همه خود را بيند . آنگه خود با خود گويد . و كلمات او « 6 » اين باشد : انا انا سبحانى سبحانى . تا بدين جاى است علم معارف . وانگه سرّ و علم هر دو منقطع است . بلى ، آنچه بيان از آن حلال « 7 » است خطاب بر وفق احوال است . بعضى از وراى حجاب و بعضى در مشاهده افتند . و بعضى حق بىوسيلت در وجد وجد با روح مقدس گويد . و بعضى به زبان تعظيم « 8 » با اهل عشق گويد . و بعضى بر طوالع « 9 » احوال توحيد با منفردان محبت گويد . و بعضى به زبان الهام با راسخان معاملت گويد . و بعضى با گمشدگان به نطق شفقت گويد . و به هر زبان سخن گويد ، و در هر مقام « 10 » گويد . و نه با همه رهروان گويد ، كه با سران و سروران گويد « 11 » و با سيدان « 12 » و عاشقان گويد .
--> ( 1 ) - ج ، د : نفسى ( 2 ) - د : هر لباسى ( 3 ) - الف ، ب ، ج : آن همه ( 4 ) - د : همه ( 5 ) - الف : نمود ( 6 ) - ب : و آن كلمات ( 7 ) - د : جلال ( 8 ) - د : توحيد ( 9 ) - الف ، ب ، ج : « احوال » ندارد ( 10 ) - د : « سخن » اضافه دارد ( 11 ) - د : كه با اميران گويد و با سروران گويد ( 12 ) - ج ، د : « گويد » اضافه دارد