روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
55
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
اما « 1 » خطاب انتباه مريدان راست ، و خطاب اشتياق محبان راست . و خطاب انفراد عاشقان راست ، و خطاب وحدت عارفان راست ، و خطاب اتحاد موحدان راست - به نطق مجهول با عاشقان « 2 » مجهول در سماع مجهول . با اهل سماع هزار هزار رمز در رمز دارد كه همه مهيج احوال « 3 » و اسرار است ، و مفتاح ابواب مشاهده و مكاشفه است . در عين جمع با روح گويد ، و در صرف صحو با دل گويد ، و در صفاى صفات با عقل كل گويد ، و در قهريات با نفس گويد . خود گويد و از خود گويد و با خود گويد . موجودات را زبان گرداند ، و به آن همه با عارفان گويد « 4 » . از اول درجه محبت تا به آخر درجه معرفت نوازش در نوازش و گدازش در گدازش است . چون به هيبت گويد خوف اقتضا كند ، چون به لطف گويد حسن و رجا آورد . چون به محبت گويد مستى تولد كند ، چون به عشق گويد هستى روى نمايد . اگر نگويد بنمايد ، و اگر بنمايد « 5 » نگويد . چه گويم ؟ رفيق مستعجل است ، و اگرنه ، اين فصل به صد هزار سال نتوان گفت . اگر اوقات اقتضا كردى ، از بدايت تا به نهايت نطق ربانى به زبان انسانى بگفتمى تا مفلسان زمانه از بىخبرى بازرستندى . و ليكن اين قدر نمودارى است « 6 » از يافت در مجهولى كه بنموديم تا رهروان را از اين « قدر نور » « 7 » آسايشى باشد . اما خطاب بر سه قسم است : قسمى عام راست ، و قسمى خاص را ، و قسمى خاص الخاص را . اما خطاب عام در معاملات « 8 » باشد ، و آن در نهاد انسانى است . و خطاب خاص در حالات است ، و آن از « 9 » وراى حجاب است . و خطاب خاص الخاص در مشاهدت است ، و آن در حجال « 10 » انس بىحجاب « 11 » است . اهل تجريد از حق به زبان توحيد بشنوند . اين لطائف
--> ( 1 ) - نسخ ديگر ندارد ( 2 ) - ج ، د : عاشق ( 3 ) - د : در ( 4 ) - ج ، د : و آن همه با عارف گويد ( 5 ) - د : ننمايد ( 6 ) - الف ، ج : نمودهايست ( 7 ) - الف ، د : قدس ( 8 ) - د : معاملت ( 9 ) - د : « از » ندارد ( 10 ) - ب : مجالس ( 11 ) - الف ، ب ، ج : « است » ندارد