روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
16
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
و اين « دو منزل است » « 1 » بعد از تفريد . چون حق هست و تو نيستى ، عين عبوديت است تو را ، و حق ربوبيت « 2 » حق را . چون تو هستى از پوشيدگى حق در تو ، آن عين توحيد است و غايت ربوبيت است ، كه مرد « به جايگاه مردان » « 3 » نرسد تا خود را حق نداند . و هر چه بيرون اين است همه و هم « 4 » آدمى است نه سرّ الهى . و هر كه جواهر تمكين بيابد « 5 » و به معادن تحقيق رسد « 6 » ، كفر و ايمان از وى بگريزد ، و طاعت و معصيت از وى بپرهيزد ، زيرا كه نه لطفى و نه قهرى است . رسم معرفت هم معرفت است ، كه معرفت بىرسمى است . منزل اولش عشق است ، و دوم نيستى و سوم هستى ، و بالاى هستى هيچ نيست . شه رخ پير و مريد و يار با يار در عرصهء طلب است ، و اگرنه در آستانهء فنا رخ معزول است و شه مات . آنجا است كه عشق مجهول و عاشق مجهول و معشوق مجهول بايد « 7 » ، كه هر سه يك رنگ شوند . اما سرّ معرفت قاعده چنان « 8 » دارد كه در اين « سراى » « 9 » قلابان مكر و بلا هر زمانى زر معدنى از كوره به رنگى بيرون آورند . گاه به اصل خويش بيرون آورند ، تا در آن « 10 » تصرف توان كرد . و گاه به رنگى مجهول بيرون آورند ، تا در همه بازار خداى كس به دو جو نستاند . چون به رنگ خود نيست طالب است ، و چون به رنگ خود است مطلوب است . و در اين سراى ضرب حدثان ازين هر دو حال پيوسته ناگزير است . يا طالب باشد يا مطلوب . اگرچه هر دو راه « سر به يك راه » « 11 » دارد . اما طلب منهاج سالكان است ، و مطلوبى معارج عاشقان . از اين سبب است كه ما را به روى ياران اشتياق است ، و اگرنه در بحر وحدانيت به هر ساحلى صد هزار نهنگ نفى است ، كه
--> ( 1 ) - ب : منزلى است ( 2 ) - د : « است » اضافه دارد ( 3 ) - فقط در نسخه « ب » بود ( 4 ) - د : رسم ( 5 ) - ج ، د : بيافت ( 6 ) - الف ، ج ، د : رسيد ( 7 ) - الف : بود ( 8 ) - د : چنين ( 9 ) - ج : سر بازار ( 10 ) - ب ، د : بدان ( 11 ) - ب ، د : سو به يكى