روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
17
رسالة القدس و رسالة غلطات السالكين ( فارسى )
چون دهن باز كند نخست « پيران و ياران » « 1 » فروبرد . اما واجب است بر مردان دايرهء ربوبيت كه دفع تهمت را دمى به عالم عبوديت نگرند ، تا مفلسان زمانه از بىمعرفتى بتپرست نشوند . كه اگر بدانند كه ايشان كيستند ، در بحر « 2 » توحيد افتند . كه اگر عارف به رنگ خود بيرون آمدى ، هيچكس حق را از بنده باز نشناختى . و اين سخن بيرون از خيال خلق است ، كه ايشان تشبيه و تعطيل و حلول و نزول گويند . و از روى تواضع بدين كلمات روى بدان صادقان آوردم كه نزد ايشان همه عيبها هنر است ، چون از يار باشد ، زيرا كه يار ايشان بىيار باشد . و ما را در اظهار كردن اين سخن مقصود آن است كه آن سروران ما را ياد كنند . كه هر كه در ياد ايشان آيد ، از جملهء « 3 » زندگان بقا است . و هر كه در ياد ايشان نيايد ، از زمرهء « 4 » مردگان فناست . اشتياق به روى خوبشان نه چندان دارم كه بتوان نوشت . زيرا كه تا مطلوب مطلوب است « طلب نباشد » « 5 » . از غايت سرگردانى بدان دلبران محتاج شدم تا در نهاد ما تصرفى كنند و ما را از ما بستانند ، تا چون ما نمانيم همه ما مانيم . نه از شوخى نوشتم اين كلمات ، و نه نيز محتاجم كه در ياد شما باشم ، ليكن برادر ابو الفرج - اكرمه اللّه بكرامة العارفين - اقتراح « 6 » چنين كرد و گفت بايد كه نوشتهاى از نزد اين درويش به ولايت شاهان خراسان و تركستان برم ، تا فايدهء سفر و سكينهء حضر باشد . و خواست كه تا از مقام مشايخ عشق فصلى دو سه بنويسم تا مريدان را موعظتى باشد ، و پيران را تذكرتى بود . تأمل كردم در اصول قوم كه قانون آن « چند علم « 7 » است » ، و « معلوم چنين شد كه مدار طريق « 8 » سالكان حق به دوازده علم است » « 9 » . و باللّه التوفيق :
--> ( 1 ) - الف : پير و ياران را ( 2 ) - ب ، د : عين ( 3 ) - ب ، د : حساب ( 4 ) - الف : حساب د : جملهء ( 5 ) - د : طالب نه برسد ( 6 ) - درخواستن ، آرزو كردن . ( 7 ) - د : به چند نوع ( 8 ) - د : طريقت ( 9 ) - ج : و فهرست آن بدينطريق نهاده شد .