أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
59
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
معنى قوله تعالى لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ « 1 » . » « 1 - » گفتهاند : در معنى بشرى در دنيا خواب نيكوست و در عقبى پايگاه بلند « 2 » . اذ قال يوسف . « اذ » وقت ماضى را باشد ، و « اذا » وقت مستقبل را باشد . چون عرب از كار گذشته خبر دهد ، اذ گويد : « إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً « 3 » . » « 2 - » و چون از كارى كى در « 4 » پيش بود خبر دهد ، اذا گويد « 5 » : « فَإِذا جاءَتِ - الصَّاخَّةُ . » « 3 - » پس چون قصّهء « 6 » حال يوسف گذشته بود و سيّد صلع « 7 » از آن گذشته ، از ملك تعالى خبر خواسته بود ؛ چون بيان كرد بر نسق لفظ تازيان گفت : اى « 8 » محمّد ياد كن « 9 » آنچ يوسف « 10 » پدر خويش را گفت « إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً « 11 » . » « 4 - » الآية . اهل تفسير را و ارباب تحقيق « 12 » را در آن خواب كى يوسف ديد سخنهاست . گروهى گفتند خواب اوّلش آن بود كى در هفت سالگى بخواب ديد كه يازده عصا از زمين رسته بودى « 13 » ، [ 17 الف ] يكى كوچك از پس آن برآمدى و بالا گرفتى تا از همه در گذشتى ، پس آن يازده عصا را از بن بركندى . اين خواب « 14 » با پدر بگفت . پدرش گفت « 15 » : اين خواب با برادران مگوى . خوابى ديگر آن بود كى در نه « 16 » سالگى بخواب ديد كى با برادران هيزم كردى بصحرا « 17 » . هر يكى ازيشان پشتهاى هيزم « 18 » دربستى ، يوسف نگاه كردى آن پشتها « 19 » همه سياه ديدى « 20 » . مردى بيامدى ، قپانى بر دوش
--> ( 1 ) - + الرؤيا الصالحة و فى الآخره الدرجة العالية تفسير ( 2 ) - از « در معنى بشرى . . . » ندارد ( 3 ) - از « انى جاعل . . . » ندارد ( 4 ) - فرا ( 5 ) - + قوله تعالى ( 6 ) - داستان ( 7 ) - صلوات اللّه و سلامه عليه ( 8 ) - يا ( 9 ) - + از ( 10 ) - + مر ( 11 ) - + الى قوله ساجدين ( 12 ) - ارباب تحقيق و اهل تفسير ( 13 ) - در متن : بود ( 14 ) - + را ( 15 ) - بگفت ( 16 ) - بنه ( 17 ) - + و ( 18 ) - حزمه ( 19 ) - حزمها ( 20 ) - + و آن خود سفيد . ( 1 - ) سورهء يونس / 64 ( 2 - ) سورهء بقره / 28 ( 3 - ) سورهء عبس / 33 ( 4 - ) سورهء يوسف / 4