أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
44
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
كس را از آن نصيب برسيد « 1 » . اى عجب ، بركت قدوم قدم سايلى « 2 » خاندان نبوّت را از بهشت طعام آرد ، چه عجب اگر دعاى او ترا قضاء حاجات « 3 » دنيا و آخرت آرد . اى بسا حاجاتى « 4 » كه در ضمن نماز و روزه نيابى ، و در ضمن حجّ و عمره نيابى ، و در ضمن اوراد و طاعت « 5 » هر روزه نيابى ، در ضمن آن لقمه به بركت « 6 » دعاى آن درويش و بيچاره « 7 » بيابى . حكايت مردى بود « 8 » در بنى اسرائيل « 9 » نام او عابد . سى سال بود تا از [ 13 الف ] ملك تعالى « 10 » فرزندى مىخواست « 11 » ، نيافته بود « 12 » . برفت به صومعهء يهودا پيغامبر « 13 » و گفت : يا نبىّ اللّه براى من « 14 » دعا كن تا حق تعالى مرا فرزندى دهد ، كى سى سالست تا من طالب آنم و اجابت نيافتم . او دست بدعا برداشت و « 15 » گفت : ملك تعالى دعاى من بشنيد « 16 » و به ساحت استجابت راه داد « 17 » ، زود باشد « 18 » كى ترا فرزندى « 19 » دهد شايسته و بانواع هنر آراسته ، و لكن « 20 » شب « 21 » عروس او « 22 » شب مرگ او باشد . عابد به خانه آمد و « 23 » عيال خود را « 24 » حكايت كرد « 25 » ، عيالش « 26 » گفت « 27 » : ما بواسطهء دعاء پيغامبر « 28 » از ملك تعالى فرزندى خواستيم تا در دار دنيا ازو راحتى بينيم « 29 » ، چون فرزند ما بحدّ بلاغت « 30 » رسد « 31 » وقت آن بود كى از و راحت « 32 » آيد « 33 » ، بدل « 34 » آن راحت ما را محنت و فرقت خواهد بود « 35 » . شوهر گفت : ما هر دو « 36 » پير و ضعيف گشتهايم « 37 »
--> ( 1 ) - رسيد ( 2 ) - + مر ( 3 ) - حاجت ( 4 ) - حاجت ( 5 ) - طاعات ( 6 ) - در متن : ببركتى ( 7 ) - + در دريوزه ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - + بود ( 10 ) - + مىخواست ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - نمىداد ( 13 ) - پيغمبر ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - پس ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - اجابت كرد ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - فرزند ( 20 ) - + آن ( 21 ) - + كه ( 22 ) - عروسى او باشد ( 23 ) - + با ( 24 ) - ندارد ( 25 ) - بكرد ( 26 ) - عيال ( 27 ) - جواب داد كه اى مرد ( 28 ) - پيغمبر ( 29 ) - يابيم ( 30 ) - بلوغيت ( 31 ) - + و ( 32 ) - راحتى ( 33 ) - يابيم ( 34 ) - ببدل ( 35 ) - + پس چه سود باشد ( 36 ) - مردمانيم ( 37 ) - گشته