أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
442
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
مملكت « 1 » دهد و علم و حكمت و حلم دهد « 2 » ، تاج مملكت و ولايت بر سر نهد ، و آن طالوت است كى درويشترين شما است « 3 » . گفتند : آنكس كى « 4 » [ در ] فقر و مسكنت بود ، او كى خداوند ملك و ولايت بود . او جواب داد كى دهندهء ملك و ولايت و بخشندهء « 5 » عزّ و مملكت خداوند « 6 » كامكار است ، خواهد باهل مال و ثروت دهد ، و خواهد باهل فقر و فاقت دهد : « وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ . » « 1 - » گفتند : ما او را در « 7 » حلم بيازماييم . آنكس كى شايستهء ملك « 8 » بود « 9 » ، آراستهء حلم [ و حكم ] « 10 » بود . ابن عباس گويد : جامهاى از آن « 11 » وى پيش جولاهه بود قوم او را بفرمودند « 12 » تا آن جامه باز ندهد « 13 » مگر بمطل بسيار . طالوت هر آنگه كى آن « 14 » جامه را تقاضا « 15 » كردى ، او را مطل و مدافعت مىكردى . تا دو سال برآمد . در آن دو سال « 16 » هرگز روى ترش نكردى ، و با وى جفا نكردى . پس بعد از دو سال آن جامه بياوردند و « 17 » عذر خواستند « 18 » . طالوت گفت : « لِكُلِّ « 19 » أَجَلٍ كِتابٌ . » « 2 - » تا وعدهء حقّ نيايد « 20 » ، وعدهء تو بسر نيايد « 21 » . پس آن را به گازر دادند « 22 » ، گازر را نيز فرمودند تا دو سال ديگر او را در مطل و مدافعت بداشت « 23 » . طالوت هر بارى كى وى را بديدى گفتى : اى مرد « 24 » يا « 25 » بشوى يا بازده . و هيچ جفا نكردى . و چون قوم او را « 26 » آن
--> ( 1 ) - ملكت به دو ( 2 ) - از « و علم و حكمت . . . » ندارد ( 3 ) - + اما بهتر و توانگرترين شما گردد . ايشان ( 4 ) - + اهل مسكنت و فقر و فاقه ( 5 ) - + ملك و ملت پادشاه ( 6 ) - « عز و مملكت خداوند » ندارد ( 7 ) - به ( 8 ) - ملكت ( 9 ) - + بايد كه ( 10 ) - در متن : « و حكم » ندارد ( 11 ) - « از آن » ندارد ( 12 ) - بفرمود ( 13 ) - ندهند ( 14 ) - تقاضاء ( 15 ) - « را تقاضا » ندارد ( 16 ) - « در آن دو سال » ندارد ( 17 ) - + به دو داد و ازو ( 18 ) - خواست ( 19 ) - تلك ( 20 ) - درنيامدى ( 21 ) - نيامدى ( 22 ) - داد ( 23 ) - در متن : بداشتند ( 24 ) - « اى مرد » ندارد ( 25 ) - جامه ( 26 ) - ندارد ( 1 - ) سورهء بقره / 248 ( 2 - ) سورهء رعد / 38