أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

423

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

گردانم « 1 » . ساقى بيامد و يوسف را خبر داد : « قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ . » « 1 - » الآية . يوسف گفت [ 99 ب ] برو و « 2 » ملك را بگو تا آن زنان را بخواند « 3 » ، تا بگويند « 4 » كى جرم من « 5 » درين حبس « 6 » چه بوده است ؟ ساقى برفت و با ملك بگفت . ملك آن « 7 » زنان را بخواند تا جرم وى بگويند . چون « 8 » زنان بيامدند « 9 » به‌يك‌بار آواز برآوردند كى « 10 » يوسف را غمز و غيبت « 11 » كرده بودند ، كى پاك است از هرچ بازو نسبت كرده بودند « 12 » . و زن عزيز مصر « 13 » بيامد و گفت : من يوسف را به بد مطالبت كردم ، و او بىجرم بود « 14 » ، من او را به خود دعوت كردم « 15 » ، « الْآنَ حَصْحَصَ الْحَقُّ . » « 2 - » اشارت : آن « 16 » كمال و كياست يوسف آن بود كى نخست « 17 » تا برائت خود پيدا نكرد ، خود را از زندان رها نكرد . « 18 » مصطفى صلع گفت « 19 » : « رحم اللّه اخى يوسف دعى من السجن فلم يجب و لو كنت انا لاجبت من « 20 » ساعتى « 21 » . » كعب الاحبار « 22 » گفت « 23 » ، اگر « 24 » در اول اجابت كردى ، تا قيامت اندر آن تهمت بماندى . پس يوسف گفت : اكنون بدر آيم و لكن « 25 » شرط « 26 » آنك « 27 » هرك با من « 28 » در زندان بودند « 29 » ، جمله « 30 » بدر آيند . در ساعت جبرئيل آمد و گفت : يا يوسف « 31 » جبّار عالمت سلام مىرساند و « 32 » مىگويد : اگر چه در زندانت « 33 » دير بداشتم « 34 » ، منّتى

--> ( 1 ) - از « تا خلعت دهم . . . » ندارد ( 2 ) - + نخست ( 3 ) - + و بپرسد ( 4 ) - « تا بگويند » ندارد ( 5 ) - + چيست ( 6 ) - « درين حبس » ندارد ( 7 ) - ريان ( 8 ) - از « تا جرم وى . . . » ندارد ( 9 ) - ندارد ( 10 ) - + از آنچه ( 11 ) - + كرديم يوسف برى و بيزار است و پاك است و هر چه بوى نسبت كردند و زن عزيز كرد ( 12 ) - از « كرده بودند كى . . . » ندارد ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - است ( 15 ) - + قوله تعالى ( 16 ) - ندارد ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - + الخبر قال رسول اللّه صلى اللّه عليه و سلم ( 19 ) - « مصطفى صلع گفت » ندارد ( 20 ) - + الساعة ( 21 ) - ندارد ( 22 ) - در متن : كعب الاخبار ( 23 ) - گويد ( 24 ) - + يوسف ( 25 ) - و ليكن ( 26 ) - + آن باشد ( 27 ) - « آنكه » ندارد ( 28 ) - « با من » ندارد ( 29 ) - است ( 30 ) - همه با من ( 31 ) - + ملك تعالى ( 32 ) - « جبار عالمت سلام مىرساند و » ندارد ( 33 ) - + كردم ( 34 ) - + من كه پروردگارم بيرونت آوردم هر چه در كل عالم زندانيان‌اند از ( 1 - ) سورهء يوسف / 50 ( 2 - ) - سورهء يوسف / 51