أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
20
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
همچنان باشد كى شهرى رفته يا آسيابى آب زده . سيد صلع « 1 » قدم بر آستان « 2 » بهشت نهد و گويد : « بسم اللّه الرحمن الرحيم ، الحمد للّه الّذى صدقنا وعده » بريق نور جمال ايمان با نور جلال قرآن از ناصيهء آن مهتر بر فضاى فردوس برين « 3 » بتابد . بهشت « 4 » آراسته گردد ، مرغان در سراييدن آيند ، آبها در رفتن آيد ، گلها در شكفتن آيد ، حوران « 5 » در گفتن آيند « 6 » ، درختها افراشته شود « 7 » ، كوشكها بنگاشت « 8 » . پس پيدا گشت كى بهشت با زينت خود « 9 » آيت كمال « 10 » نگيرد تا از قرآن زيور و فرّ و جلال « 11 » نگيرد . « 12 » اى بندهء مغبون ، از ساحت « 13 » امر و فرمان بيرون ، بحطام عرض دنيا مغرور و مفتون ، بنگر تا با تو چه مىگويد خداوند بىچون : « إِنَّا أَنْزَلْناهُ قُرْآناً عَرَبِيًّا » « 1 - » . بيت اى گشته بدست « 14 » آفت ديو زبون * وز صحبت او به كار خود در مغبون بر خوان و بدان « 15 » ز پيش خويشش اكنون * قرآن قديم فى كتاب مكنون اين نه عجب كى بهشت آراستهء نور قرآنست ، اين عجبتر كى آواز « 16 » مرغان و الحان « 17 » و نغمات ايشان بكلمات قرآنست . و اين نكتهاى عجب است كى استاد على اكرم « 18 » گويد كى جملهء قرآن شش هزار و ششصد و شصت و شش آيت است و كلمات آن هفتاد هزار و چهارصد و سى نه است و حروفش سيصد هزار و شصت هزار و بيست و پنج است « 19 » . پادشاه عالم فردا هر آيتى از آيات قرآن و هر
--> ( 1 ) - عليه الصلاة و السلم ( 2 ) - آستانهء ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - هشت بهشت ( 5 ) - متن : حورا ( 6 ) - متن : آيد ( 7 ) - شوند ( 8 ) - « كوشكها بنگاشت » ندارد ( 9 ) - + نظام ( 10 ) - « آيت كمال » ندارد ( 11 ) - جمال ( 12 ) - + موعظه ( 13 ) - ساخته ( 14 ) - بچنگ و ( 15 ) - بران ( 16 ) - سرائيدن ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - آدم ( 19 ) - از « شش هزار و ششصد و شصت و شش آيت است » ببعد چنين است : « . . . و حروفش سيصد هزار و شصت هزار و بيست و پنج است و كلمات آن هفتاد هزار و چهارصد و سى و نه است الخ » ( 1 - ) سورهء يوسف / 2