أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

21

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

كلمه‌اى علىحده از كلمات آن و هر حرفى از حروف آن در زبان جنسى از اجناس مرغان بهشت نهد تا به نغمت خويش مىسرايند « 1 » و بالحان « 2 » خود مؤمنان را لذّت مىافزايند . و اگر كسى گويد : چون « 3 » ممكن بود كى [ 7 الف ] مرغان قرآن خوانند ؟ جوابش را از كتاب پادشاه « 4 » بده « 5 » : « وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ . » « 1 - » و چون روا بود كى ذكر و تسبيح خداوند گويند ، هم روا بود كى بواسطهء الهام رحمن از بهر لذّات مؤمنان كلام و قرآن خوانند . و آنچ مؤيّد اين سخن است [ آن ] كى سيّد صلع « 6 » گفت : « اكرم « 7 » الخطّاف فانها تعمر « 8 » بيوتكم و تقرأ « 9 » آخر سورة الحشر » و فى قوله « 10 » : « تقول فى صفيرها « 11 » و لا الضّالين » . پس « 12 » قرآن بر اجناس حديث خلقان فضيلت دارد ، اهل قرآن بر اصناف كلّ « 13 » خلقان مزيّت « 14 » دارد ، چنانك هيچ سخن به قرآن مانند نيست « 15 » در جاه و منزلت . مصطفى گفت صلع « 16 » : « من اعطى القرآن فقد اعطى ثلث النبوة . » هر كرا قرآن ارزانى داشتند ، درجات او را با سيكى « 17 » از درجات پيغمبران « 18 » برافراشتند . اجر قرآن‌خوان « 19 » از اجر انبيا بيشتر « 20 » نباشد و ثواب او از ثواب اوليا كمتر نباشد . و اگر گويى قرآن‌خوان را هم ثواب اولياست « 21 » و هم درجات انبياست . به فتواى صاحب شريعت رواست . مصطفى « 22 » صلع « 23 » گفت : « من قرأ القرآن و هو « 24 »

--> ( 1 ) - بخوانند ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - ندارد ( 4 ) - ندارد ( 5 ) - بدهم ( 6 ) - عليه افضل الصلاة و اكمل التحيات ( 7 ) - اكرمو ( 8 ) - يعمر ( 9 ) - متن : يقرؤا ( 10 ) - و قوله ( 11 ) - ضريرها ( 12 ) - + چون در دنيا مىخوانند چنانك خلقان بدانند مضمون قرائات را روا باشد كه در عقبى بدانند اظهار قدرة را و تحقيق كرامت را . اشارت : چنانك ( 13 ) - كل اصناف ( 14 ) - در متن : مرتبت ( 15 ) - نماند ( 16 ) - صلى اللّه عليه و سلم ( 17 ) - ثلث ( 18 ) - انبيا ( 19 ) - + بيش ( 20 ) - ندارد ( 21 ) - هست ( 22 ) - سيد ( 23 ) - صلى اللّه عليه و سلم ( 24 ) - متن ندارد ( 1 - ) سورة الاسراء / 46