أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
296
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
[ سوم ] : سيد صلوات اللّه عليه و على آله و سلامه « 1 » به حق پناه برد ، لاجرم بعلاج و « 2 » درمان خود راه برد . « قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ . » « 1 - » و فالق الاصباح هم از اينست . و آن چنان بود كى وليد بن عاصم « 3 » اليهودى « 4 » مصطفى را عليه السلم « 5 » جادوى كرد « 6 » . ريشتهاى « 7 » برداشت « 8 » و يازده گره « 9 » عقد برو زد ، و در طلع خرما نهاد و در چاهى پنهان كرد ، كى آن را بئر ذروان خوانند « 10 » ، در آن چاه زير خاك پنهان كرد . « 11 » آن سحر در تن « 12 » سيد « 13 » كار كرد . چون سه روز برآمد ، آن ضعف در تن سيد « 14 » بهغايت رسيد ، از خوردن و خاستن « 15 » و صحبت زنان بازماند . شب چهارم خفته بود ، نگاه كرد دو فرشته « 16 » را ديد كى بر بالين او بايستادند « 17 » ، يكى در پايين او آمد « 18 » ، و داستان با يكديگر « 19 » آغاز كردند و قصهء سحر رسول را عليه السلم « 20 » در آن حكايت كردند « 21 » . يكى گفت : رسول خداى بيمارست . ديگرى « 22 » گفت : سبب بيمارى « 23 » چيست ؟ « 24 » گفت : جادويش كردند « 25 » گفت : كه كرد ؟ گفت وليد « 26 » بن عصم اليهودى « 27 » . گفت : كجا ؟ گفت : در بئر « 28 » ذروان . گفت : اكنون تدبير آن چيست ؟ گفت : آنك « 29 » در آن چاه شوند « 30 » و آن را از چاه « 31 » بيرون كنند و برآرند ، و آن طلع را بسوزانند و آن رشته كى يازه گره و عقد « 32 » بروست « 33 » هر يكى « 34 » را بنام حق بگشايد « 35 » . « و قيل
--> ( 1 ) - سوم مصطفى صلى اللّه عليه و سلم ( 2 ) - « بعلاج و » ندارد ( 3 ) - اعصم ( 4 ) - + حضرت ( 5 ) - صلى اللّه عليه و سلم ( 6 ) - كرده بود تا بيمار شد و آن آن بود ( 7 ) - ريسمانى ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - ندارد ( 10 ) - خواندندى ( 11 ) - از « در آن چاه . . . » ندارد ( 12 ) - + رسول خداى عليه الصلاة و السلم ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - ندارد ( 15 ) - در متن : خواستن ( 16 ) - فريشته ( 17 ) - بايستاد ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - « با يكديگر » ندارد ( 20 ) - عليه الصلاة و السلم ( 21 ) - + و او را در مضمون آن بعلاج و درمان خود دلالت كردند ( 22 ) - آن ديگر ( 23 ) - + وى ( 24 ) - + وى ( 25 ) - كردهاند ( 26 ) - لبيد ( 27 ) - ندارد ( 28 ) - چاه ( 29 ) - ندارد ( 30 ) - روند ( 31 ) - آن خاك ( 32 ) - « و عقد » ندارد ( 33 ) - بسته است ( 34 ) - هر گرهى ( 35 ) - بگشايند و گويند كه آن هر دو ملك معوذتين بخواندند رسول عليه الصلاة و السلم ( 1 - ) سورهء فلق / 1