أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

297

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

قرأ الملكان المعوذتين و حفظها رسول اللّه صلع « 1 » . » سيد ديگر روز على را « 2 » بفرستاد تا آن جادوى « 3 » را بياورد « 4 » ، و آن طلع خرما « 5 » را از هم باز كردند و آن رشته را « 6 » بيرون آوردند « 7 » . يازده گره برو بود « 8 » ، آن طلع را بسوختند و آن گرهها بدست هيچ‌كس گشاده نمىشد . در ساعت جبرئيل عليه السلم « 9 » آمد و اين سورتهاى « 10 » معوذتان « 11 » آورد و گفت : يا رسول اللّه خداى تعالى مىگويد « 12 » : كليد اين بندها اين آيتهاست كى به تو فرستادم « 13 » ، آيتى آيتى مىخوان « 14 » و گرهى گرهى مىگشاى « 15 » . چون اين يازده آيت خوانده شد ، آن يازده گره گشاده شد . چون گره گشاده شد « 16 » ، اندام مبارك « 17 » رسول « 18 » [ 72 ب ] از الم و درد رسته شد . آن چنان « 19 » چرا شد ؟ زيرا كى در درد خود پناه به حق آورد « 20 » ، لاجرم بعلاج و درمان خود راه برد . [ چهارم ] « 21 » : مؤمن از شيطان پناه به حق برد ، لاجرم به مقصد و مقصود خود راه برد ، و آن دلالت او را كى كرد هم « 22 » خداى « 23 » تعالى كرد ، گفت : « و اذا قرء القرآن « 24 » فاستعذ باللّه من الشيطان الرجيم . « 25 » « وَ إِمَّا يَنْزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ « 26 » . » « 1 - » ملك تعالى مىگويد : دنيا در نهاد خود غدّار است و ترا درين دنياى غدّار « 27 » دشمن مكّار است ، و با شيطان « 28 » خاكسار « 29 » ترا « 30 » مصاف كردن دشخوار است ، زيرا كى « 31 » او ترا مىبيند

--> ( 1 ) - از « و قيل قرأ . . . » ندارد ( 2 ) - + رضى اللّه عنه ( 3 ) - جادوانه ( 4 ) - بياوردند ( 5 ) - ندارد ( 6 ) - + از آن ( 7 ) - كرد ( 8 ) - زده بود ( 9 ) - « عليه السلم » ندارد ( 10 ) - ندارد ( 11 ) - معوذتين ( 12 ) - « خداى تعالى مىگويد » ندارد ( 13 ) - فرستادند ( 14 ) - مىخواند ( 15 ) - مىگشاد ( 16 ) - « چون گره گشاده شد » ندارد ( 17 ) - ندارد ( 18 ) - + عليه الصلاة و السلم ( 19 ) - ندارد ( 20 ) - برد ( 21 ) - متن ندارد ( 22 ) - ندارد ( 23 ) - + تعالى فرد و صمد قوله تعالى ( 24 ) - از « تعالى كرد گفت . . . » ندارد ( 25 ) - + و قوله تعالى ( 26 ) - + من الشيطان الرجيم ( 27 ) - ندارد ( 28 ) - + رجيم ( 29 ) - است ( 30 ) - + با وى تنها ( 31 ) - + تو او را نمىبينى ( 1 - ) سورهء اعراف / 199