أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

277

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

يابم « 1 » . شبى از شبها « 2 » بورد خويش مشغول بودم ، ابليس بيامد تا مرا وسوسه كند ، عصا برگرفتم و رو به دو « 3 » نهادم ، مرا گفت : اى مدّعى عصا بينداز كى من از تو نترسم . گفتم : پس از كه ترسى ؟ گفت از مردان . گفتم : من از زمرهء مردان نيم « 4 » ؟ گفت : نه . گفتم : پس « 5 » ايشان كيانند ؟ گفت : آنان‌اند كى درين ساعت « 6 » در مسجد شونيزيه در بوستان خاطر « 7 » خويش در جولانند . برخاستم « 8 » و از زاويه بيرون آمدم و بشتاب « 9 » رفتم « 10 » ، چون به مسجد شونزيه رسيدم « 11 » ، از شكاف در درنگرستم ، چهل كس را از عبّاد و اوتاد روزگار « 12 » ديدم سر به گريبان فكرت فروبرده ، بر زبر سر « 13 » هر يكى قنديلى از نور آويخته ، چون چشم من بريشان « 14 » افتاد ، يكى ازيشان سر برآورد و گفت : يا با سعيد « 15 » بازگرد كه به دلالت ابليس « 16 » آمده‌اى ، و آنك به دلالت ابليس « 17 » آيد با صحبت « 18 » مردان راه نيابد . « 19 » قال اللّه تعالى : « وَ إِنَّ اللَّهَ لَهادِ الَّذِينَ آمَنُوا إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ . » « 1 - » [ 68 ب ] گفت « 20 » : دليل هدايت راه طالبان منم ، اگر دليل عنايت من نبودى هرگز « 21 » طالب به من راه نبردى ، آن را كى دليل شيطان باشد ، بصحبت مردان راه نيابد ، آن را كى دليل رحمن بود ، از حضرت « 22 » قبول محروم كى ماند . « 23 » بيت در عشق دليل من دلال تو بس است * آرايش دهر را جمال تو بس است

--> ( 1 ) - بيابم ( 2 ) - « از شبها » ندارد ( 3 ) - برو ( 4 ) - من نه از زمرهء مردانم ( 5 ) - ندارد ( 6 ) - « درين ساعت » ندارد ( 7 ) - خواطر ( 8 ) - در متن : برخواستم ( 9 ) - در متن : بشام ( 10 ) - مىآمدم ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - زمانه ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - بدان ( 15 ) - ابا سعيد ( 16 ) - شيطان ( 17 ) - شيطان ( 18 ) - بصحبت ( 19 ) - + لطيفه ( 20 ) - + تعالى و تقدس ( 21 ) - ندارد ( 22 ) - + او جز راه نيابد ( 23 ) - « قبول محروم كى ماند » ندارد ( 1 - ) سورهء حج / 53