أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

7

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

پس چون حق تعالى « 1 » خود را بداد و دهش عرضه كرد و هرچ مىخواستند مىداد ، چون قصه خواستند قصه فرستاد ، ابتداش « 2 » « بسم اللّه الرّحمن الرّحيم الر . » نخست اعداد آيات و كلمات و حروف « 3 » ياد كنيم آنگه دل راغبان و [ 3 الف ] مستمعان به فضيلت « 4 » او شاد كنيم . اول ، بدانك اين سورت به مكه فروآمد و آيتهاش « 5 » صد و يازده آمد « 6 » و كلماتش هزار و هفتصد و هفتاد و شش آمد « 6 » و حروفش هفت هزار و صد و شصت آمد . در هر آيتى ترا به مقصود « 7 » هدايتى و در هر اشارتى ديگر گونه بشارتى و در هر كلمه‌اى پندى و حكمتى و در هر حرفى فضلى و لطفى . و از « 8 » فضائل اين « 9 » يكى آنست كى ابىّ بن كعب روايت مىكند از مصطفى صلع « 10 » كى گفت سورة يوسف را بياموزيد و مماليك و درم خريدگان را درآموزيد « 11 » كى هيچ كس نباشد كى اين سورت « 12 » بياموزد كى پادشاه عالم در وقت رحلت از دار دنيا با او فضل و احسان نكند و آفت سكرات مرگ « 13 » برو آسان نكند « 14 » و در عالم دنيا او را در باب برادران « 15 » نيكوخواه دارد و آفت غل و غش و بغض و حسد نگاه دارد . « الر » - ابن عباس « 16 » ترجمان قرآن رضى اللّه عنه مىگويد معنيش آنست كى « 17 » « انا اللّه اعلم و أرى » من آن خدايم كى مىبينم كردار شما و مىدانم ضماير و اسرار شما ، و مىگويد « 18 » اين كتاب را فرستاديم « 19 » در روزگار شما وحى و تنزيل و قرآن است نه سخن كاهنان و جادوانست « 20 » . و بعضى از مفسران روايت كرده‌اند كى اين هر حرفى از حروف هجا « 21 » كى بر سر سورتهاست چون « الر » و « كهيعص » « 22 »

--> ( 1 ) - ندارد ( 2 ) - ندارد ( 3 ) - حروفش ( 4 ) - بفضل ( 5 ) - آياتش ( 6 ) - است ( 7 ) - مقصودى و ( 8 ) - + فضل ( 9 ) - + سورة ( 10 ) - صلى اللّه عليه و سلم ( 11 ) - بياموزيد ( 12 ) - + را ( 13 ) - موت ( 14 ) - گرداند ( 15 ) - + نيكونيت و ( 16 ) - + مىگويد ( 17 ) - از « ترجمان . . . » ندارد ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - فرستادم ( 20 ) - جاودان است ( 21 ) - تهجى ( 22 ) - + و غير اين هر حرفى فراگرفته است از صفتى . . . الخ