أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
200
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
مهر او به كس نپرداختندى . عاصى كى مخالفت كند و از فرمان حق مجاوزت « 1 » كند ، او را مىنشناسد و اگر شناخته بودى ، فرشتهوار « 2 » علم مهر و موافقت او برافراشته « 3 » بودى . « لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ . » « 1 - » فرشتگان « 4 » او را مىشناسند « 5 » ، در عالم امر و مراد او مىپويند « 6 » ، عاصيان « 7 » او را مىنشناسند « 8 » ، در « 9 » هواى خود به دو بدل مىجويند « 10 » . برادران يوسف به دنيا « 11 » به دو بدل جستند ، آن بدل ايشان را سود نداشت « 12 » ، به عاقبت شرمسار شدند « 13 » . بنده در دنيا اگر به دو بدل جويد « 14 » ، آن بدل « 15 » او را « 16 » فرياد نرسد ، به عاقبت به عقوبت گرفتار شود « 17 » . لطيفه : اگر پادشاه عالم « 18 » نقاب غيرت از جمال « 19 » حقيقت « 20 » يوسف برداشتى ، نه برادران را برگ « 21 » فروختن بودى ، و نه مالك را برگ خريدن بودى « 22 » ، و اگر ملك تعالى نقاب جلال از چهرهء « 23 » جمال برداشتى ، نه عاصى را برگ آزار بودى ، و نه مطيع را طاقت كردار بودى . حكايت زنى به نزديك يحيى بن اكثم آمد به شكايت « 24 » از شوهر خويش « 25 » . وى را « 26 » بخواند ، گفت : « 27 » از چه شكايت مىكنى ازين شوهر خويش « 28 » ، نانت نمىدهد « 29 » ؟
--> ( 1 ) - ملك تعالى كناره ( 2 ) - فريشتهوار ( 3 ) - برافراخته ( 4 ) - فرشته ( 5 ) - مىشناسد ( 6 ) - مىپويد ( 7 ) - بنده ( 8 ) - مىنشناسد ( 9 ) - بر راى و ( 10 ) - مىجويد ( 11 ) - ندارد ( 12 ) - فرياد نرسيد ( 13 ) - + تو نگر كه بر حق بدل نجويى ( 14 ) - از « بنده در دنيا . . . » ندارد ( 15 ) - + تو ترا ( 16 ) - « او را » ندارد ( 17 ) - شوى ( 18 ) - + جلال جلاله ( 19 ) - ندارد ( 20 ) - + خصال جمال يوسف ( 21 ) - + آزار وى نبودى بل همه جهان بجان و دل او را خريدار بودى ( 22 ) - از « فروختن بودى . . . » ندارد ( 23 ) - « از چهره » ندارد ( 24 ) - رفت به شكايت ( 25 ) - + قاضى شوهر را ( 26 ) - « وى را » ندارد ( 27 ) - + اى زن ( 28 ) - « ازين شوهر خويش » ندارد ( 29 ) - + يا برگ خانات نمىكند ( 1 - ) سورهء تحريم / 6