أحمد بن محمد بن زيد الطوسي
126
جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )
بيت بىآنك ز من به تو رسد گفت كسى « 1 » * در كشتن من چه تيز كردى هوسى زين كار همىنيايدم « 2 » باك بسى * صد كشته « 3 » چو من به كه تو غمگين نفسى يهودا چون آن « 4 » حال بديد ، رقتى و شفقتى در دلش « 5 » بجنبيد ، دست دراز كرد و او را از زمين بر گرفت و به زير دامنش دركشيد « 6 » و گفت نگذارم كى او را بكشيد . « 7 » « قالَ قائِلٌ مِنْهُمْ لا تَقْتُلُوا يُوسُفَ . » « 1 - » گفت : خون ناحق « 8 » ريختن كار « 9 » عظيم است و ظلمى رجيمست ، من بدين « 10 » با شما همداستان « 11 » نباشم ، اگر [ خواهيد ] او را « 12 » بكشيد نخست مرا بكشيد . « 13 » كشتن به ناحق « 14 » بزرگترين « 15 » ظلمهاست و عظيمترين مظلمتهاست « 16 » ، و ظالمان « 17 » را در قيامت از ظلم خود ظلمتهاست . « الظلم ظلمات يوم القيمة . » اگر برگ ردّ مظلمت ندارى ، از مال كسان بپرهيز . و اگر طاقت دفع ظلمت ندارى ، خون ناحق مريز ، كى در خبر مىآيد فردا ، در آن محشر قيامت ، آن « 18 » مظلوم دامن ظالم بگيرد و در صحراى « 19 » قيامت مىكشد و مىگويد : « بينى و بينك الحكم الذى لا يجور . » آن مظلوم مىنالد و مىگويد ، بيا به نزديك حاكم شويم كى نه از حق ميل كند و نه بر كس جور و ظلم كند . از حضرت جبروت خطاب « 20 » آيد كى : « عبدى المظلوم ما هذا لانين و البكاء كله الىّ ان لم انتصف لك منه فلم تصلح لى الهيه « 21 » . » اى « 22 » مظلوم ستم رسيده و بلا و جور ظالمان كشيده ، اين نالهء خود فرودار
--> ( 1 ) - رنج بسى ( 2 ) - نيايدم همى ( 3 ) - در متن : كوشته ( 4 ) - اين ( 5 ) - در متن : دل ( 6 ) - درگرفت ( 7 ) - + قوله تعالى ( 8 ) - به ناحق ( 9 ) - كارى ( 10 ) - + داستان ( 11 ) - همراز ( 12 ) - وى را خواهيد كه ( 13 ) - + اشاره ( 14 ) - مهمترين ( 15 ) - ندارد ( 16 ) - خطاهاست ( 17 ) - ظالم ( 18 ) - ندارد ( 19 ) - بصحرا ( 20 ) - ندا ( 21 ) - از « عبدى المظلوم . . » ندارد ( 22 ) - + بنده ( 1 - ) سورهء يوسف / 10