أحمد بن محمد بن زيد الطوسي

115

جامع الستين ( الستين الجامع للطائف البساتين ) ( قصه يوسف ) ( فارسى )

آن « 1 » يوسف « 2 » در دل پدر است ، و گفته‌اند كى غافل باشيد از حسد كى شما را برادرست « 3 » . و گفته‌اند كى غافل باشيد ، ندانيد كى حق تعالى او را « 4 » معين و ياورست . و گفته‌اند كى غافل باشيد از آن ولايتى و سعادتى « 5 » كى او را معين « 6 » و منتظر است . اشارت : يعقوب گناه فرزندان را حوالت « 7 » با غفلت كرد « 8 » ، تا ملك تعالى بر ايشان نگيرد . و حق تعالى گناه آدم با نسيان « 9 » حوالت كرد ، تا چون عذر خواهد بپذيرد . « فَنَسِيَ وَ لَمْ نَجِدْ لَهُ عَزْماً . » « 1 - » و « 10 » گناه مؤمن را حوالت « 11 » با شيطان كرد « 12 » ، « الشَّيْطانُ سَوَّلَ لَهُمْ . » « 2 - » تا چون توبه كند گناهش بر گردن شيطان نهد ، و او سر به ساحت مغفرت در دهد . لطيفه : « 13 » اگر بجرم فرزندان يعقوب را حوالت با غفلت نبودى ، يعقوب « 14 » هرگز ايشان را استغفار نكردى « 15 » . و اگر گناه آدم « 16 » حوالت با نسيان نبودى ، هرگز با بهشت نرسيدى . و اگر گناه مؤمن را با شيطان حوالت « 17 » نبودى ، هرگزش به توبه « 18 » نيامرزيدى . « 19 » غفلت حجاب دل است ، هر كرا دل غافل شد از راه حقيقت و دوستى زائل شد . حكايت ذو النون مصرى را « 20 » بخواب ديدند ، گفتند كى : حق تعالى با تو چه كرد ؟ گفت : مرا در مقام سؤال بداشت ، پس نظر عنايت را بر من گماشت و گفت : اى بطّال

--> ( 1 ) - ندارد ( 2 ) - + را ( 3 ) - كى او برادر شماست ( 4 ) - « او را » ندارد ( 5 ) - ولايت و سعادت ( 6 ) - ندارد ( 7 ) - + كرد ( 8 ) - ندارد ( 9 ) - بنسيان ( 10 ) - + همچنين ( 11 ) - + كرد ( 12 ) - ندارد ( 13 ) - ندارد ( 14 ) - اگر يعقوب فرزندان را با غفلة حواله نكردى ( 15 ) - نكردندى ( 16 ) - + را ( 17 ) - حواله با شيطان ( 18 ) - هرگزش توبهء او قبول نكردى و گناه ( 19 ) - + اشاره ( 20 ) - + رحمة اللّه عليه ( 1 - ) سورهء طه / 115 ( 2 - ) سورهء محمد / 25