يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

8

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

تغيّر « خالق » ندارد . شيخ اين موضوع را به تغير جهان كه مستلزم تغير مبدع نمىشود مانند كرده است . ونيز در كلمة التصوف ( بند 53 ) ، علت گمراهى مجوسيان را در قول به ثنويت به اين نحو بيان كرده است كه جهت امكاني صادر أول ، آنان را به ضلالت كشانده است ، چه ، امكان وعدم ، منبع شرّند وايشان پنداشته‌اند كه شرّ ، هستى مستقلى دارد در حالي كه « شرّ » جز عدم كمال نيست وخود فاقد ذات است . وأمور وجودي از آن روى شرّند كه به فقدان كمالى منجر مىشوند . شرور از لوازم ذاتي ماهيات‌اند ونمىشود كه جز آن باشند كه هستند . ودر الألواح العمادية ( بند 72 ) با توضيح اينكه شرّ عدم است ، وعدم ، مستقيما به فاعل منتسب نمىشود ، مىگويد : پس ، أعدام مبدأ مستقلى ندارند . ودر اللمحات نيز ( بند 45 ) همين مطالب با عباراتى ديگر آمده است ، چنان كه با لساني اشراقي وبه اختصار ، در حكمة الإشراق « 1 » والتلويحات « 2 » ونيز در المشارع با تفصيل بيش‌تر « 3 » آمده است . وبه اين ترتيب شيخ اشراق كوشيده است تا وحدت حقيقت را نشان دهد وعلل تشتّت را كه در موارد مذكور ناشى از اشتباه در فهم مباني است ، روشن كرده است . « 4 » انديشه‌هاى ديني - فلسفي إيران يكى ديگر از موضوعاتى كه در نظام فلسفي سهروردى ، اهميتى خاص دارد ودر اين رساله‌ها نيز آمده ، توجه أو به انديشه‌هاى ديني - فلسفي إيران باستان است كه آنها را بر مبناى حكمت جامع خود ، تأويل وتوجيه كرده است . البتة در اين مورد ، بيش‌ترين كوشش ، در حكمة الإشراق والمشارع والمطارحات اعمال شده است . وخود به اين مطالب در كلمة التصوف ( بند 55 ) اشاره مىكند كه :

--> ( 1 ) مجموعه‌ى دوم ، حكمة الإشراق ، ص 235 . ( 2 ) مجموعه‌ى أول ، التلويحات ، ص 78 . ( 3 ) همان ، المشارع ، ص ص 466 - 473 . ( 4 ) در انديشه‌ى إيراني ، محتملا ، بر مبناى قاعده‌ى « لزوم صدور يك از يك » ( الواحد لا يصدر عنه إلّا الواحد ) ، بر أساس اينكه مبدأ خير نمىتواند منشأ صدور شر باشد ، براي شرور مبدأ مستقلى پذيرفته شده است . وشيخ اشراق با بيان مذكور ، ضرورت مبدأ را براي شرور باطل ساخته واشتباه ثنويان را باز نموده است .