يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )

59

مجموعه مصنفات شيخ اشراق

چيزى ديگر نباشد ، بلكه « 1 » آخريست كه بعد ازو ما لا يتناهى خواهد بود . و هم چنان كه امروز اوّل ابدست و ابد آخر ندارد ، آخر ازلست و ازل اوّل ندارد . و نيز گفتند كه اگر حوادث اوّل ندارد ، هر حادثى موقوف باشد بر ما لا يتناهى « 2 » ، و هر چه بر ما لا يتناهى موقوف شود « 3 » هرگز واقع نشود . و اين نيز « 4 » وجهى ندارد ، كچون گويند « 5 » فلان بر به همان موقوفست ، آن خواهند كه هر دو در مستقبل خواهند بود و يكى آنگه « 6 » حاصل شود كه ديگرى حاصل شده باشد . و هر چه تو او را « 7 » در مستقبل فرض كنى ميان تو و او عددى متناهى باشد « 8 » ، و چيزى « 9 » بر ما لا يتناهى كه در مستقبل خواهد بود موقوف نشود . و اگر بدين توقّف آن خواهند « 10 » كه هر يكى از حوادث ماضى « 11 » نتواند بود الا از پس « 12 » حوادث ما لا يتناهى « 13 » در ماضى ، اين محلّ نزاع است ، حجت را نشايد . ( 66 ) و آنچه گويند كه ما حركات ماضى را يك بار بىعددى متناهى بگيريم و يك بار با آن عدد متناهى « 14 » و هر دو سلسله را بهم « 15 » تطبيق كنيم ناقص بايستد و زائد بمتناهى « 16 » بيفزايد و زائد بر متناهى متناهى باشد ، حجتى باطلست ، زيرا كه اجتماع حركات « 17 » ماضيهء مترتّبه « 18 » و استعادت آن « 19 » فرضى محالست ، و هر چه بر محالى بنا كنند « 20 » از آن وجه كه محالست

--> ( 1 ) بلكه : بل H ( 2 ) بر ما لا يتناهى : بما لا يتناهى S ( 3 ) شود : باشد SH ( 4 ) نيز : - H ( 5 ) گويند : + كه SH ( 6 ) آنگه : آنگاه SH ( 7 ) تو او را : او را تو SH ( 8 ) باشد : + و همچنين دائما ميان هر دو حادث كه فرض كنند پس T ( 9 ) چيزى : + كه F ( 10 ) خواهند : خواهد F ( 11 ) ماضى : - F ( 12 ) از پس : پس از TF ( 13 ) ما لا يتناهى : لا يتناهى F ( 14 ) آن عدد متناهى : آن عدد غير متناهى S ( 15 ) سلسله را بهم : سلسله برهم H سلسله را برهم S ( 16 ) بمتناهى : + بر متناهى S ( 17 ) حركات : حركت F ( 18 ) مترتبه : مرتبه H ( 19 ) استعادت آن : استعداد F ( 20 ) كنند : كند F