يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
49
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
كه تخيّل حدود كند [ كه حركت از « ج » تا ب « ب » نه حركتست از « ب » تا ب « د » ] « 1 » . پس او را بايد كه تخيّل كند كه از كجاش مىبايد جنبانيد هر وقتى ، پس نفس باشد . ( 55 ) و هر كه حركت كند بارادت غرضش عين حركت نباشد ، كه حركت طلب چيزيست ، و نيز فلك « 2 » طالب چيز شهوانى نيست و يا « 3 » غضبى ، زيرا كه در فلك زيادت اجزا و نموّ « 4 » چيزهائى كه موجب خرق و حركت مستقيم باشد نيست ، و نيز مزاحمى در مكان يا تباهكنندهاى او را نيست ، [ پس نه شهوت است او را و نه غضب . و حركتش از بهر چيزى نيست ] « 5 » كه بيك دفعه حاصل شود ، كه اگر حاصلشدنى باشد و اگر حاصل ناشدنى « 6 » بر هر دو تقدير بايستادى از بهر يافت يا از « 7 » بهر نوميدى « 8 » ، و نه چنين است ، كه پيوسته مىجنبد . و حركتش از بهر منفعت سافل نيست ، كه سافل را پيش او آن قدر نباشد كه دائم از بهر او جنبد . و برهان گفته آمد « 9 » در علوم كه كوچكترين « 10 » كوكبى در فلك ثوابت كه در ضبط مردم آمده است بارها چند زمين است ، و خورشيد « 11 » بيش از صد و شصت بار چند زمين است ، تا آن فلك كه خورشيد « 12 » دروست ، با فلكهائى « 13 » كه بالاى آن و بزرگتر از آنند چون باشد ! و نيز بيان كرده آمد « 14 » كه علل حدوث حركات « 15 » افلاكست « 16 » ، پس افلاك بمعلولات « 17 » خويش كامل نشوند . و نيز افلاك از بهر عشق و موافقت
--> ( 1 ) كه حركت . . « د » : كه حركت از جسم تا پايه حركتيست از تا بابدال F ( 2 ) فلك طالب : مطلب فلك ( 3 ) يا : - F ( 4 ) نمو : نمو و F ( 5 ) پس نه . . . چيزى نيست : - F ( 6 ) ناشدنى : نباشد كه F ( 7 ) يا از : از H ( 8 ) نوميدى : نااميدى SH ( 9 ) آمد : اند SH ( 10 ) كوچكترين : كوچكتر SH ( 11 ) خورشيد : خرشيد F ( 12 ) خورشيد : خرشيد F ( 13 ) فلكهائى : فلكها F ( 14 ) آمد : اند SH ( 15 ) حركات : حركت SH ( 16 ) افلاكست : افلاك افلاكست F ( 17 ) بمعلولات : بمعولات F