يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
33
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
ديگر موقوف است « 1 » ، و اگر چه حضور وقتى باشد يا زوال مانعى يا وجود ارادتى يا آلتى يا مادّتى يا فعل قبولكنندهاى تا « 2 » فعل قبول كند ، و غير آنكه اين « 3 » هر يكى جزو علّت آن چيز باشد كه برو موقوف شود . و چون هر يكى را « 4 » از ممكنات بعلّت حاجتست و جملهء ممكنات هم ممكن باشد « 5 » ، چه « 6 » كل تابع « 7 » اجزا باشد ، و چون اجزا ممكن باشند كل نيز ممكن باشد ، پس او را علّتى بايد . و علّت جملهء « 8 » ممكنات چيزى « 9 » ممكن نباشد ، زيرا كه او نيز ازين « 10 » جمله باشد ، پس بايد كه چيزى باشد نه ممكن ، و چون ممتنع نشايد ، پس بايد « 11 » علّت و مرجّح وجود جملهء ممكنات واجب الوجود باشد . ( 39 ) و نشايد كه دو چيز واجب الوجود باشند ، كه اگر دو واجب الوجود باشند « 12 » با هم شركت دارند يا ندارند « 13 » . اگر شركت دارند با يكديگر از جملهء وجوه نشايد ، زيرا كه در ميان دو چيز بضرورت مميّزى بايد تا فرقى حاصل شود « 14 » ، و اگر نه هر دو يكى باشد . و اگر در هيچ چيز شركت « 15 » ندارند « 16 » هم محالست ، كه كم از آن نتواند بود كه در واجب الوجودى شركت دارند ، كه هر دو واجب الوجوداند . و اگر در چيزى ايشان را اشتراك « 17 » باشد و در چيزى افتراق ، اگر آن چيز كه افتراق بدوست نبودى ، هيچ يكى
--> ( 1 ) است : شود F ( 2 ) فعل قبولكنندهاى تا : - F ( 3 ) اين : - F ( 4 ) هر يكى را : هر يكى F ( 5 ) هم ممكن باشد : هم باشند F ( 6 ) چه : زيرا كه SH ( 7 ) تابع : مانع F ( 8 ) جمله : - F ( 9 ) چيزى : جز SH ( 10 ) ازين : از آن SH ( 11 ) بايد : + كه SH ( 12 ) باشند : باشد F ( 13 ) با هم شركت دارند يا ندارند : - TF ( 14 ) فرقى حاصل شود : فرق حاصل باشد F ( 15 ) شركت : مشاركت SH ( 16 ) ندارند : ندارد F ( 17 ) اشتراك : شركت SH