ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى

مقدمه 23

حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )

شعر زين جهان همه سراسر غم * دلم از دل گرفت « 1 » و از جان هم « 2 » چون با دوست گرم شوند ، روحشان با نفس در جدال آيد ، و چشمشان با جسم در حسد آيد « 3 » ، عالميان اين را محبت نام كنند ، چون اين حال روى داد قرآن مجيد اين تجربت بكند « فَتَمَنَّوُا الْمَوْتَ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ » « 4 » نشان « يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ » « 5 » اين باشد ، ( از آنكه هر كه جان جان دارد سر سر ندارد ، اينجا مرد عاشق را مرگ و زندگانى ابد شود « 6 » . « الموت جسر يوصل الحبيب الى الحبيب » خواجهء موجودات و مقدم مخلوقات در اين مقام گويد « الرفيق الاعلى » و نيز همو فرمايد عليه الصلوات و التحيات « يا ليتنى غودرت مع اصحابى » ديگر آن خوب‌روى مصر فنا و بقا گويد « توفنى مسلما و الحقنى بالصالحين » و آن شير مردان و مرد ميدان فرمايد ( « و لا يبالى ابوك وقع الموت ام وقع الموت عليه » و جاى ديگر فرمايد عليه السلام « ليت رب محمد لم يخلق محمدا » نبينى كه چون اين جماعت را از راه برداشتند و آرايش خلق خود در آلايش خلق خويش ديدند ، و هجرت به دوست آسايش خود دانستند ، فرمان آمد « 7 » « وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ » « 8 » . زنهار هر كه در راه محبت ما جود به وجود خود كند ، و سود در نابود خود داند ، شما به ديدهء بىبصر درو منگريد ، و به زبان مختصر ايشان را مرده مخوانيد ، زيرا كه نهاد ايشان از حضرت عزت و قرب نبوت خلعت پوشيده باشد « 9 » ، اما آن حال به چشم صورت‌بينان و خرده‌چينان كه ديدهء بصيرت پوشيده و چشم بصر پردرد دارند پنهان باشد . علم و حكمت ايشان كه براى پرورش روح است و سرمايهء بازرگانى

--> ( 1 ) - آ . ه : - از تن گرفت ( 2 ) - اين بيت از كتاب حديقه است ر . ك . به صفحه 481 سطح 7 حديقه ( 3 ) - ن : در حسد ( آيد ) ندارد ( 4 ) - قرآن مجيد آيه 88 از سوره 2 ( البقره ) ( 5 ) - قرآن كريم بعضى از آيه 59 سوره 5 ( المائدة ) ( 6 ) - ه : پيدا شود - ن . ط : مرگ عاشقى دم صدق دارد زندگانى ابد آرد ( 7 ) - تا در حق ايشان اين فرمان صادر شد ( 8 ) - آيهء 154 از سوره 2 ( البقره ) ( 9 ) - ن : در حضرت عنديت خلعت بقاى ابد پوشيده است اما جلالت حالت ايشان بر ديده ارباب جهالت پوشيده است .