ابو المجد مجدود بن آدم سنائى غزنوى
مقدمه 22
حديقة الحقيقة وشريعة الطريقة ( فارسى )
بنده در اثناى قصيدهاى گفتهام و هى هذه شعر هيچكس را نامدست از دوستان در راه عشق * بىزوال ملك صورت ملك معنى در كنار « 1 » و چون وراى خود دلرباى و جانفزاى خود را ديد « 2 » هجرت كند « 3 » ، قرآن مجيد مىفرمايد « وَ الَّذِينَ جاهَدُوا فِينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا « 4 » » معاذ اللّه معاذ اللّه غلط كردم ، چه صورت و قوت مردى را كه در راه دوست جان را هدف تير بلا نكند ، تا به خود مرده و به دوست زنده باشد « 5 » ، ناگاه حربهء محنت وحشى از برون دلش « 6 » پارهپاره مىكند . چون جمرهگاه آتش محبت اندرون جانش تبش و تابش ظاهر مىگرداند ، و شاخ شاخ مىبالاند « 7 » ، چون بو سفيان اسارت كند « 8 » « مات شهيد » در يمامه « 9 » و نعرهء عشق مىزند ، « هذا بذاك » اصل فتحش روى دهد مايهء حيوة بزرگان در كنار مرگ يابند ، زيرا كه سر زندگانى بر بستر دايهء مرگ غلتد ، تا آب در خاك باشد و گوهر در سنگ . سيد كائنات و مفخر موجودات ملاح سفينهء « من اركب فيها نجا » و مصباح شبانهء « وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى » صلوات اللّه و سلامه عليه چنين مىفرمايد امير المؤمنين على را كرم اللّه وجهه درآموز بدين اثر كيمياگرى كن « يا على احرص على الموت توهب لك الحياة » زانكه عزيزان در اين مقام نفس را فداى روح كنند . و مرگ را سرمايهء فتوح شمرند « 10 » ، ( و از وجود دل سرد كنند ، و با خود هميشه از سر تقريع و تصديع ، و سبب نجات و درجات اين منادى زنند
--> ( 1 ) - از قصيدهايست بدين مطلع عشق لايزالى را در آن دل هيچ كار * كو هنوز اندر صفات خويش مانده است استوار ( ديوان سنائى مصحح نگارنده صفحه 202 - 210 ) . ( 2 ) - آ . ه : ديدند ( 3 ) - آ : هجرت آمد ( 4 ) - قرآن مجيد آيه 69 از سوره 29 ( العنكبوت ) ( 5 ) - زنده گردد - ط : زنده شود ( 6 ) - ن . ط : از بيرون گلش - ك : از برون گلشن ( 7 ) - ه : مىپالايد ( 8 ) - ه : اشارت كند ( 9 ) - ك : گاه در قتل او تمامه كى زراق يمامه - ن . ط : و گاه در قتل بو تمامه كه زراق يمامه بود آتش عشق از درون دلش علم عالى مىگرداند كه هذا بذاك ( 10 ) - ن . ط . فتوح ببيند