شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 81

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

نزد خواننده روشن نيست . از اين كاربرد « آن » در تاريخ زبان فارسى ( ج 3 ص 195 ) ياد نشده است ، ولى استعمال آن به روح الارواح محدود نمىشود . در اسرار التوحيد محمد منور نيز كاربرد دارد . « 90 » اينك بعضى از نمونه‌هاى آن در اين كتاب : در بعضى حكايات است كه آن محنت زده‌اى در راهى مىرفت 5 / ، آورده‌اند كه آن مرد در راهى مىرفت 8 ، آن يكى را ديدند در باديه ، بىزاد و راحله مىدويد 9 / آن كودكى كه از مكتب گريخته بود 10 / ، آن مرد مىگفت : بارخدايا مرا به سگى بردار 13 / ، آن مردى كودك خود را دبيرستان فرستاد 23 / ، آن قصاب آن گوسفند را بيفكند 33 / ، آن مردى از مردان راه در آن صحرا مىآمد / 35 ، آن يكى ، يكى را گفت : بر ما گناه تقدير كند پس عقوبت كند ؟ 49 . 6 . ضمير مبهم « هر » / اين ضمير در روح الارواح سواى كاربردهاى رايج آن كه مطابق با ديگر متون كهن فارسى است ، گاهى با كلماتى چون « گونه » پيوسته و كلمه‌اى مستقل ساخته ، كه در مقابل « راست » قرار گرفته است : « شما راست رويد و ايشان هرگونه روند » 72 . و در موردى ديگر با « چگونه » آمده ، و هر چگونه را به مفهوم هر شكل ، هرگونه به كار برده است : مادر كودك را خانه هر چگونه كه باشد مىدارد اما چون به كوى بيرون خواهد فرستاد بيارايد و نيلكى به چهره‌اش فروكشد . اقسام « يا » 1 . ى : - e / يكى از كاربردهاى « يا » در گونه‌هاى زبان فارسى كه تا امروز در بعضى از گونه‌هاى زبان مزبور باقيمانده آن است كه به جاى كسرهء اضافه مىآيد . اين استعمال « يا » در تاريخ زبان فارسى در اصلى خاص مورد مطالعه نيست ؛ زيرا در كهن‌ترين نگاشته‌هاى فارسى در مورد كلمات مضاف‌ومضاف‌اليه ، گاهى از « يا » استفاده شده و گاهى استفاده نشده است . تلفظ اين « يا » همانند « ياى نكره » است . در روح الارواح نيز هر دو صورت ديده مىشود ، ولى مواردى بسيار هست كه در حالت اضافى ، « يا » ى مذكور جاى كسرهء اضافه را گرفته . مانند : گلى خشبوى - گل خشبوى 1 ، سپرى بود - سپر بود 2 . 2 . تكرار ياى نكره / در اين كتاب مواردى هست كه در يك جمله دو تا چهار بار « ياى نكره » آمده است ؛ مانند تا ودايعى و صنايعى و لطايفى و وظايفى كه در درج

--> ( 90 ) - - دكتر شفيعى كدكنى ، مقدمهء اسرار التوحيد ، ص 191 ، كه از اين ضمير به « آن بدون مرجع » تعبير كرده‌اند .