شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 82
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
دل توست آشكارا كنيم b 27 . 3 . ياى وحدت + يكى / يكى روزى بيامد b 90 . 4 . ياى نسبت / كهترى b 97 ، مهترى b 111 ، اكنونى : اين كه مىگويم نه اكنونى است a 96 ، وقتى : رحمت من ازلى است و معصيت تو وقتى . ازلى ، وقتى را غالب بود نه وقتى ازلى را a 124 ، حتمى : اما عرض بر آدم حتمى بود a 126 . كاربرد حروف 1 . حرفهاى تنبيه / در روح الارواح براى تنبيه و هشدار ، بيشتر از كلمات « هان و هان » ، « زنهار و زينهار » ، « زه » و « هى » استفاده شده است . 2 . حرفهاى ندا : آ / پاشا ، جبّارا a 90 ، جوانا : مهتر گفت : جوانا به چه سبب رنجورى ؟ b 85 ، مردا : مردا اگر در دوزخت فروآرند نگر تا از طلب فرونهايستى b 87 . اى و يا / در بسيارى از موارد ، سمعانى از حروف ندايى مذكور استفاده برده است . 3 . حرف آ / سمعانى از « آ » كه حالتهاى عاطفى مانند تحسين ، اندوه و افسوس ، تفخيم و بزرگى را مىرساند بسيار استفاده كرده است . به چند نمونهء آن توجه كنيد : سليم دلا b 27 ، عزيزا كسا b 61 ، عجبا كارا b 76 ، عزيزا وقتا b 64 ، بسا فرقا a 187 ، عزيزا سمعا a 154 ، عزيزا زفانا a 154 . 4 . با - به / در روح الارواح به كرّات « با » به جاى « به » به كار رفته است . 5 . باز - با / بازان ( با آن ) : بازان كه سلطان گداى بينواى را از ميان راه برگيرد . . . b 18 ، بازين ( با اين ) : مرا بازين عالم گذاشتند a 200 ، بازو ( با او ) : و قصه بازو بگفتم a 130 . 6 . باز - با ، به سوى / چون اقربا باز وى گشتند b 113 . 7 . « كه » شرطى / يا آدم ! خوانى بدان آراستگى كه پيش تو نهادند چه بودى كه دست بدان ابا نبردى ؟ a 49 . 8 . كاشكى + كه / سادات طريقت گفتند كه : كاشكى كه وقت ما آن سهو گشتى كه مصطفى را مىافتاد b 107 . 9 . بو + كه / بو در اين كتاب بكرات به جاى « بود و باشد » به كار رفته است : بو كه جمال سلطان عهد ببينيد b 5 .