شهاب الدين احمد سمعانى

مقدمهء مصحح 73

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

ز - * / / باگشته / بازگشته : استاده و پرسيده و باگشته ز در a 121 . ل - * / / گسى / گسيل b 58 . ن - * / / روان / روا : قدمت روا گردد b 62 / نگونسار / نگوسار a 125 . 3 . افزايش آواها * - ن / / جويا / جويان : كون جويان نفس گشت a 106 . * - ى / / آوردن مصوت مركّب « ى » در واژه‌هاى مختوم به مصوتهاى بلند آ / a ، و / u از ويژگى گونه‌هاى كهن زبان فارسى بوده كه مواردى از آنها در گونه‌هاى گفتارى تاكنون زنده است . وجود اين مصوت مركّب در پايان واژه‌هاى مذكور بر حالت اضافى آنها دلالت ندارد هرچند كه امروزه در حالت اضافت از شناسهء آوايى مذكور استفاده مىشود . بنابراين كلمات مختوم به مصوتهاى بلند چونان خداى ، جوى ، موى ، بوى ، خشبوى ، كوى و غيره كه در اين كتاب آمده است ، / ى / جزء كلمه به شمار مىرود و جز در مواردى اندك حالت اضافى ندارد . مانند : هيچ جاى زنده‌اى پديد نيايد a 74 . 4 . كاهش مصوتهاى بلند به مصوتهاى كوتاه و u - * / / خشبوى / خوشبوى / b 1 / چه / چون : چه كار سلطنت و خلافت دست بر هم زد فقير از عالم غيب ناگاه تاختن آورد a 119 . ى i - - e / / ايستانيده / استانيده b 52 مجيد / مجد a 128 : قرآن مجد ، كلام مجد / چيده / چده b 44 / : سنگكها بينند بر هم چده / آهيخته / آهخته b 181 / چيندن ( چيدن ) / چندن ( چدن ) : در باغ لطائف گل معارف به چند b 8 / نگريستن / نگرستن a 22 . 5 . ادغام در روح الارواح ادغامهاى خاصى ديده مىشود كه در برخى از موارد ، نخست ابدال مطرح مىشود و پس از تبديل حرف آخر كلمه ، و همگونى آن با حرف نخست كلمهء بعد ، عمل ادغام صورت مىپذيرد .

--> - ترتيبى و سر و سردارى به جنگ مىرفته است . - تويسركانى ، فرهنگ جعفرى 484 ؛ محمد معين ، حواشى برهان قاطع ، ش 8 ص 2422 .