شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 68
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
« روز و شب خمار حيات ظاهر در خمار آن شربت مىكشند . » / b 41 / « گوهر دو كون روى به تو آرند و خنجر خصومت بر حنجر وقت تو نهند ، فرد باش و مرد باش . » / a 48 / « بساط اغيار به جملگى بر بايد انداخت و از كام خود گام بيرون بايد نهاد تا بو كه نام تو بر يخ نويسند . » / a 53 / « هم كشش و هم كشش ، هم نواخت و هم گداخت ، هم ساختن و هم سوختن . » / b 172 / « قياس سرورى با سرورى راست نمىآيد قياس دل با دل كى راست آيد . » / b 1204 / مؤلف گاهى در سجع و موازنه از اسم و يا انجامههاى آيات قرآنى و عبارات عربى بهره برده است كه قابل تأمل مىنمايد : « يتيم بو طالب را درّ يتيم هر طالب گردانيد . » / a 168 / « در آن هجرت مدينه منتهى ، در اين هجرت وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى . » / b 30 / يكى از نكاتى كه در زيباشناسى شعر فارسى و نثر شاعرانه مورد توجه سخنوران و نويسندگان فارسى زبان بوده است تقارن ، تشابه و همگونى حرفى از حروف است كه در چند كلمهء يك بيت و يا يك عبارت مىآيد . اين گونه كاربرد حروف در زبان ، سواى جنبههاى جمالشناسيك آن ، به علت آنكه توانايى نويسنده را بر واژگان زبان مىرساند ، و نيز به لحاظ آنكه حروف هم مخرج ، و حروفى كه از نظر مخارجشان قريبالحدوثاند و اندامهاى صوتى مشتركى را در خواننده چند بار به اهتزاز در مىآورند ، از نظر روانشناسى زبان و بيدار كردن انگيزههاى انديشهآور در خواننده نيز در خور تأمل و نگرش است . سمعانى از اين شيوهء كاربرد حروف در روح الارواح بسيار بهره برده ، بهطورى كه مىتوان گفت كه كاربرد حروف مشابه و همگون و هم مخرج يكى از شناسههاى ممتاز اين كتاب است . به دو سه نمونهء اين ويژگى روح الارواح توجه بفرماييد : حروف ح ، ل ، م / و محب متحمل بود و بارها را حامل بود و در راه حمول بود ، تحامل را به تحمل پيش آيد . . . / a 190 / حروف آ ، ر ، ز / آزر مىآمد و بازار آزار آزرى تيز گشته / b 117 / حروف شين ، ب ، ق / كلمهء شهادت شجرهاى است بر شطّ بركهء با بركت دل