شهاب الدين احمد سمعانى

570

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

دادند كه يا اهل الجنّة خلود و لا موت ، و يا اهل النّار خلود و لا موت . باش تا كالبد را به مرگ در هم شكنند و در خاك لحد ذرّه ذرّه كنند و آنگه به كمال قدرت ديگر بار خلعت اعادت پوشانند ، آنگه در بوتهء دوزخ فروگذارند و از آنجا به نهر الحياة برند و مطهّر كنند و از آنجا به فردوس برند و معطّر كنند و هفتاد حلّه در تو پوشند ، زبرين گويد 7 : من فاضلترم كه ديدهء نرگسين او بر من مىافتد ، و زيرين گويد : من عزيزترم كه مماس پوست دوست‌ام ، و نقيب قدرت درآمده و منازعت برداشته و هر دمى هفتاد بار زير بر زبر مىآيد و زبر با زير مىشود 8 تا زيرين از ديدار نصيب مىيابد و زبرين از پوست بهره مىيابد . و اين حله را گريبان يكى بود و دامن هفتاد بر مثال گل صد برگ ، كه از آن حقهء زبرجد برون مىآيد ، گريبان يكى و دامن صد . آنگه طراز اعزاز بقاى لم يزل بر كسوت اسوت تو كشند ، گاه شراب زنجبيل دهند ، گاه شراب كافور ، گاه شراب تسنيم چشانند . / b 192 / ظاهر باطن شده و باطن ظاهر شده ، صورت دل شده و دل صورت شده . چنان كه امروز حق را - جل جلاله - مىدانند و تهمتى نه ، فردا مىبينند و شبهتى نه . وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها . دل تو عود بحر جود است ، عود در آتش افكنند تا بوى دهد . وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها لتبين للناس ان بره فى النار مع العاصين اكثر من بره فى الجنة مع المطيعين . برّ من در آتش با مفلسان وراى برّ من است در بهشت با مطيعان . آورده‌اند كه مصطفى - عليه السّلام - چنين گفت : نصيب امّتى من النّار كنصيب ابراهيم من نار نمرود . آتش نمرود را گفت : كارى نيك بكردى كه هستى ما را به ما نمودى ، تا نمرود اين سعى نكرد ما ندانستيم كه به دست ما هيچ‌چيز نيست . ابراهيم گفت : يا آتش ترا كار خود بايد كرد كه از ما هيچ سايه نيفتد . يا خليل چه جاى اين است تا حشمت خلّت تو روى به من نموده است من دل از خود برگرفته‌ام ، من بارى به نوعى از خدمت مشغولم كار آن ديگران دارند كه خبر ندارند ، و ندا مىآمد كه يا آتش تو عذر خود خواه . از مشرق تا مغرب هر چه آتش بود كمر خدمت خلّت بربسته و همه را از خدمت خود بىنصيب گذاشته . آرى امروز روز بازار خليل است بىحرمتى بود كه در اين روز كارى كنى يا كارى انديشى ؛ اين چه بود ؟ آثار فضل در عدل شده و آثار عدل در فضل شده ، و شراب لطف بود در جام قهر فرستاده و خليل جان به شكرانه به استقبال فرستاده . آرى هر كه در دام ما افتاد هر روز عزيزتر است 9 ، مرد موحّد را از كتاب اللّه و سنّت