شهاب الدين احمد سمعانى
545
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
قرطهء درد و حسرت پوشد . آن اسپرغم كه از باغ دولت مصطفى سر برزد به قيامت اگر ابراهيم خليل و موسى كليم خواهند كه ببويند تا بدرقهاى از عصمت مصطفى با ايشان نبود نتوانند ، با اين همه اين دعا پيوسته مىكردى : اجعلنى من طلقائك و عتقائك و محرّريك من النّار . بر راه هيچ نبى چندان خيمهء قهر نزدند كه بر راه ما . آن نه بلا بود كه زكريّا را به ارّه به دو بياوردند و آن نه محنت بود كه يحيى را به تيغ كافران سر بر مىداشتند ، بلا و محنت اين است كه بر ما ريختند كه ما را بر اهل آسمان و زمين مقدّم كردند و معصيت ذرّيت آدم بر دامن شفاعت ما بستند و گفتند : وَ مِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَكَ . راه بيراهان ما را مىبايد پذيرفت ، عذر مجرمان ما را مىبايد خواست ، كار همه كاهلان ما را مىبايد كرد . گاهمان به قاب قوسين بساط افكنند ، گاهمان به آستانهء جفاى ابو جهل باز فرستند ، و گاه ما را بىعهد نامهاى در مكّه نگذارند ، گاه كليد خزاين عالم به در حجرهء ما فرستند ، گاه براى پارهاى جو به در بو شحمهء جهود فرستند ، گاه در خيبر را به دست چاكران ما / a 184 / برگشايند 18 ، گاه دندان ما به سنگ ناگرويدگان بر هم شكنند . اى عالميان راه مصطفى هم پربلاست ، اگر برگ داريد بياييد ، و اگر نه زحمت از راه عزيزان دور داريد . اختلاف نسخهها