شهاب الدين احمد سمعانى
543
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
طرف را محكم كند هرچند اين طرف محكمتر ، گردش آن طرف زيباتر ، و همه زيبايى از آثار آن نقطهء ماست . يك طرف پرگار قدرت در مركز نبوّت محمّدى / 183 / نهاديم ، و طرف ديگر را گرد گردون در آورديم ، آدم بر يك طرف نشست و نوح بر ديگر طرف ، و ابراهيم و موسى همچنين ؛ هر يكى طرفى نگاه داشتند امّا صدر پادشاهى محمّد رسول اللّه را مسلّم بود . آن ساعت كه نشان نقطه بود اين دايره پيدا نبود و نقطه زده و مركز پديد آورده و از دايره نشان نه . متى كنت نبيّا ؟ قال : كنت نبيّا و آدم بين الماء و الطّين 16 . و قيل له : متى كتبت لك النبوّة ؟ قال : من قبل خلق آدم و نفخ الرّوح فيه . آدم هنوز در مهد خلقت پاى دراز نكرده بود كه ما در مهد عهد نبوّت دست دراز كرده بوديم و پستان لطف گرفته . آن روز كه وجود نبوّت ما بود آدم را هنوز خلقت تمام نگشته بود . وجود فطرت ابتداست و وجود نبوت انتها ، ما شراب نهايت كشيده بوديم كه آدم هنوز جرعهء بدايت تمام نكشيده بود . آن روز كه آدم بود نوح نبود و آن روز كه نوح بود خليل نبود وَ إِذْ أَخَذَ اللَّهُ مِيثاقَ النَّبِيِّينَ ، چنان كه ميثاق ربوبيّت خود برگرفتيم ميثاق نبوّت محمد برگرفتيم . آن روزك ، آدم را و نوح را بيافريديم با ايشان گفتيم : ما را سرّى است در وجود شما ، و آن سرّ محمّد است . ما كان به دو امرك قال : دعوة ابى ابراهيم و بشارة عيسى قومه . عيسى كيست ؟ مبشّر دولت ما . خليل كيست ؟ شفيع رسالت ما . رَبَّنا وَ ابْعَثْ فِيهِمْ ، الآية . همه را كه دادند كهنهء ما دادند و باقى كاسه و فضل كاس ما . آدم مىگويد : من صفى الله ام ، خليل مىگويد : من خليلاللّهام ، موسى مىگويد : من كليماللّهام ، عيسى مىگويد : من روحاللّهام ، مصطفى مىگويد : شعر و ما شرب العشّاق الّا بقيّتى * و ما ساغهم من كأسهم غير سوريا 17 آن روز كه وجود شما نبود اين خلعتها با ما بود ، ما همه را داشتهايم . پس بر موجب بذله و فضلهء خود به شما دادهايم كه ما در قرطهء محبّت زيباتريم . عجب كارى است اين همه حشمتها بنهاد ، چون به عمّ وى رسيد ، گفت : تبّت يدا ابى لهب . آرى او بنده را بركشد اما خدايى به كس ندهد ، كدخدايى به خلق دهد ، امّا خدايى به كس ندهد . إِنَّ مَثَلَ عِيسى عِنْدَ اللَّهِ كَمَثَلِ آدَمَ . اين حديث آفتابى بود كه از مشرق برآمد به