شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 49
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
فارسى حايز اهميت و درخور تأمل مىباشند ؛ زيرا در تاريخ فرهنگ ما ، بسيارند متفكّران ديدهور و هنرمندان دانشى كه در كنار مؤلّفات منثور و انديشههاى سخته و يا آثار هنرى خود به طبع و قريحه سرشارشان در زمينهء شعر و شاعرى توجهى بسزا نداشتهاند ، و يا معاصران و اخلاف آنان بيشتر جانب آثار منثور و هنرى آنان را گرفتهاند . به اين دليل ، خصوصا در ميان ديدهوران خانقاهى ، سخنورانى بزرگ را مىيابيم كه هرچند تعداد ابيات آنان گاهى به يك يا چند رباعى يا غزل و قصيده يا مثنوى كوتاه محدود مىشود و ليكن ، به لحاظ بررسى و نقد ادوار و اطوار شعر فارسى ، همين تعداد معدود از سرودههاى آنان با ديوان و كليات چندين هزار بيتى برخى از ناظمان مقلّد و عادى از بالوپر خيال پهلو مىزند ، و گاهى هم برترى دارد . مثلا شيخ تاج الدين اشنوى را در نظر آريم كه از متفكّران و عارفان قرون ششم و هفتم هجرى است و در ميان خواص محققان متأخّر و معاصر ما فقط به عنوان عارفى از عارفان آن روزگار شناخته مىشود ، و بسياراند از همين خواص محققان كه از شاعرى و غزلهاى ناب او هيچ اطلاعى ندارند ، در حالى كه نامبرده بىترديد يكى از شاعران و سخنوران سختهگوى عصرش بوده و بيست و چند غزل و غزلوارهاى كه از او در لابلاى متون فارسى و جنگهاى خطى ديده مىشود حتى تأثير اسباب شاعرانه و خيالمندانهء او را در شعر حافظ شيرازى نيز مىرساند . « 70 » و از همين قبيله است درويش عبد المجيد شكسته نويس ، كه هنوز او را فقط به نام خوشنويس مىشناسيم و از اشعار سوزناك او ، كه با توجه به وضع شعر و شاعران فارسى گوى روزگارش بسيار ناب مىنمايند ، بىاطلاعيم . چنين به نظر مىرسد كه لااقل در نزد عدهاى تذكرهنويس ، ميان مفاهيم شاعرى و پرگويى خلط شده بوده ، و بعلاوه ، گويا خود اين متفكران ديدهور نيز سرودههايشان را در چهار ديوارى خانقاه حبس كرده بودهاند . به هر صورت كه بوده ، باشد ؛ اما اين نكته بيّن و پيداست كه نگاشتههاى كهن فارسى ، كه متضمن مبلغى شعر فارسى هستند ، از نظر تاريخ تطوّر و تحوّل شعر فارسى در خور اعتنايند . روح الارواح نيز از اين جهت كتابى است بسيار مهم ، زيرا همچنان كه در بخشهاى پيشين از اين مقدمه گفته شد ، مؤلف آن نه تنها شاعرى سوخته بوده و اشعار سوزناكش را در جاى جاى اين كتاب درج كرده ، بلكه او در
--> ( 70 ) - در اين مورد ن . مايل هروى ، مقدمهء مجموعهء آثار فارسى اشنوى ، تهران ، 1367 .