شهاب الدين احمد سمعانى

298

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

خويش پست نگردانى و در حقايق اين صفت با صفوت كه ترا دادند كه إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قدم نزنى ، از جملهء مردان نگردى 62 . سبحان اللّه چندين لطائف پاك در اين ذرهء خاك ! آدمى مركبى است و راكبى ، مركب نفس و سوار روح . و فرشتگان كه / b 97 / هستند روندگان بىمركب‌اند ، و آنكه مركب ندارد هميشه به راه رود ؛ زيرا كه سرمايهء آن ندارد كه بر غير راه رود ، اما آنكه سوار است گاه بر راه رود ، و گاه بر غير راه . قصد سوار همه راهست و همّت مركب راه بيراه است . همّى و همّ الكميت يختلف 63 . چون قصد مركب بر قصد راكب غلبه كند به راه بيراه رود ، و چون قصد راكب بر قصد مركب غلبه كند به راه درآيد . هرگه كه روح بر نفس غالب آيد از روضهء نهاد خود همه نسرين طاعت و سنبل سيادت و شنبليد سعادت رويد ، و هرگه كه نفس بر روح غالب گردد 64 از شورهء نهاد شوليده‌اش همه معصيت خيزد . و على الحقيقة راه كه هست آدميان را است ، اما فريشتگان ، مرغان بپرند اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع . اما اى درويش تو بدان بالاى مرغان منگر ، به حيله صيادان نگر . وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا . ايشان را از روح محض آفريدند و آدمى را از لطافت روح و وقار خاك . دو صفت محمود از اين دو چيز بگرفت : لطافت از روح و وقار از خاك ، و از آن شخصى مركّب و مرتّب و مؤلّف كرد 65 و لقبش آدم نهاد ، كثافت با اجرام و اجسام ديگر بماند ، و خفّت با ملايكه . اى درويش سعادتى بود بىنهايت كه ترا از اين دو معنى كه قائم بود بدين دو ذات ، در وجود آوردند ، اگر نه چنان بودى كه از روح خفّت گرفتى و از خاك كثافت ، و شخصى ساختى ، نكال 66 هر دو عالم بودى . شيخ الاسلام گفت - رحمه اللّه 67 : مردى بود زشت روى ، ليكن نيكوخوى ، و زنى داشت نيكوروى ، ليكن زشت‌خوى . آن مرد گفت : بيا اى زن تا با هم صحبت كنيم ، باشد كه فرزندى آيد به روى تو و به خوى من ، اتفاق را فرزندى آمد به روى پدر و به خوى مادر ، او را گفتند : اى بدگوهر يا من جمع بين مخازى ابويه . اى جوانمرد ! درختى را كه سالها منتظر بايد بود تا بر دهد و روزى چيزى به حاصل آيد ، چون خواهى كه زودتر بر دهد و ثمره‌اش نيكوتر به حاصل آيد از ديگرى وصلش بايد كرد . سبحان اللّه چندين بركات در بريدن است ، فريشتگان چندين هزار سال پيش از قدوم آدم قدم مىزدند و طاعت مىآوردند ، ليكن بدان پايگاه و مرتبت و درجت و منزلت نرسيدند كه