شهاب الدين احمد سمعانى

192

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

قوّت حافظه سپارد تا نگاه دارد ، پس به قوّت نطق كه حجرهء وى عذبهء زفان است ، چون خواهد كه از آن معانى خبر دهد الفاظى تأليف كند از حروف معجم ، و به قوّت سامعه به مستمعان رساند 38 . اينجا لطيفهء ديگر است : چون ربّ العزّه سنّت چنان رانده است كه اصوات در هوا نماند ، مگر چندان كه مسامع حظّ برگيرند ، و بر لوح املس هوا قلم صورت نقش كلام نتوانست كرد حكمت الهى آن اقتضا كرد كه معانى الفاظ به صناعت مقيّد شود ، پس قوّت صانعه كه مقرّ وى اصابع است به اقلام اشكال خطوط تأليف كرد و در بطون الواح و صحف و دفاتر وديعت نهاد ، تا علم مقيّد بماند ، و فايده‌اى بود خلف را از سلف ، و غابرين از ماضيّين . و اين از جلايل منن ربّ العزّة است جلّ جلاله . چنان كه در مصحف مجد خبر داد : اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ ، عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ . و آنكه مهتر ما را - عليه السّلام - كتابت نبود ، آن نه از نقصان حالت وى بود ، ليكن آن مهتر را فرستاده بود تا سياه سپيد كند نه سپيد را سياه كند . و اين خود صورتى است كه به وى اشارت كرده شد . و اهل حقيقت به صورت نياسايند ، امّا از روى تحقيق آن بود كه قلم براى آن است تا سرّى كه در باطن مودّع است نوك وى بگيرد و بر بياض رقم كند . و سرّ مصطفى - عليه السّلام - از آن عزيزتر بود كه قلم آن را ادراك كردى . سرّى كه ملك مقرّب و نبىّ مرسل را بر آن اطّلاع نبود كى شايد كه در تصرّف قلم آيد . و بعضى گفته‌اند : اين نهاد آدمى مختصرى است از لوح المحفوظ . و از اينجا بود كه شيخ بو يزيد را - قدّس اللّه روحه - پرسيدند از لوح المحفوظ ، فقال : انا اللّوح المحفوظ ؛ لوح محفوظ منم . و اين را مثالى گفته‌اند تا به افهام خلق نزديك گردد 39 . گويند كه ملكى بود در روزگارى كه از علم و حكمت نصيبى داشت و او را چند كودك محبوب و مكرّم بود و دل وى را به ايشان نگرشى بود 40 ، خواست كه آن كودكان را رياضت دهد و مؤدّب گرداند پيش از آنكه به مجلس خود آرد ؛ زيرا كه تا مرد مهذّب و مؤدّب نگردد ، شايستهء بساط ملوك نگردد . پس چنان ديد به حكم رأى رزين و عزم متين ، كه كوشكى بنا كرد كه كس محكم‌تر و استوارتر از آن كوشك نديده بود ، و هر يك را در آن كوشك مجلسى بساخت و حجره‌اى بپرداخت ، و هر علم كه خواست كه ايشان را تعليم كند در حواشى و جوانب آن مجلس ثبت كرد ، و ايشان را در آن قصر حبس كرد و غلمان و ولدان به خدمت ايشان نصب كرد ، آنگه خطاب كرد با آن / b 61 /