شهاب الدين احمد سمعانى
193
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
كودكان كه تأمّل مىكنيد و در اين صورت به نظر 41 ، نظر كنيد تا بر معانى اين صور واقف شويد 42 ، و چون وقوفتان افتاد بر اين معانى ، بر معانى علما و احبار و حكما و ابرار واقف گرديد ، و چون چنين گشتيد ، به مجلس انس و حضرت جلال ملك خودتان رسانيم و منعّم و مكرّمتان داريم 43 . اكنون ملك حكيم و پادشاه كريم ربّ العزّة است - جلّ جلاله - تعالى الله عمّا يصفون ، و اولاد صغار اشارت با آدم و آدمى كه در حضرت عزّت مكرّماند به اين خطاب كه يحبّهم و يحبّونه ، و اين قصر برآوردهء فلك است و آن مجالس مفرده صورت انسانيّت است ، و اين آداب مصوّره تركيب عجيب و تأليف غريب اوست ، و اين علوم مكتوبهء منقوشهء مثبته معانى دل و معارف سرّ است . و چون اين نفوس خاكى اين علوم حاصل كند ، سزاوار مجلس انس و حظيرهء قدس گردد . چنان كه در كلام قديم به وى اشارت كرد كه إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَ نَهَرٍ فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ . امروز ترا رياضتى در شرط است تا فردا به رياض لطف رسى . ان اردت مقام الأبدال فعليك بتبديل الأحوال . عزيزا كسا كه به ترك مراد خود بگويد . آن آشيانهء باز كه از سر درختان به دست پادشاهان برند 44 از آن بود كه به ترك مراد خود بگفت . آن پيرى گفت : وقتى باتفاق بر درگاه پادشاهى نشسته بودم ، و خلقى عظيم حاضر آمده ، و كس را ياراى آن نبود كه در كوشك پادشاه رود . هر ساعت غلامى سياه در مىشد و بيرون مىآمد ، من گفتم : اى عجب اين چنين خواجگان و اميران بر اين درگاه نشستهاند و كس را ياراى آن نه كه در رود ، آن سياه را چه منزلت است كه بىحجاب در مىرود ؟ يكى گفت : سبب آن است كه آلت شهوت ببريده است 45 . آن پير گفت : سبحان من وعظنى بعد سبعين سنة بخصىّ من اراد الدّخول بلا حجاب فعليه به ترك الشّهوة . هر كه خواهد كه بار يابد به حضرت ، گو بار مراد و اختيار بنه . اى باز چيست كه صيد در مخلب دارى و نمىخورى ؟ گفت : آرى جوش باطن به ما مىگويد كه بخور ، و ليكن ادب سينهء ما مىگويد : هان و هان زينهار 46 . بلا در آن نيست كه من تذرو بگيرم و منقار فراز نكنم 47 ، بلا در آن است كه معده تهى ، و بر سبيل ملامت 48 هر كس مىگويد : به اين مرغك اندر نگر ، صيد فربه در چنگال ، و معده گرسنه ، و منقار تيز ، و زهره ندارد كه بخورد . آن مرد منقّى آن لقمهء حلال پيش مىنهد و مىلرزد كه آيا چه كنم ؟ نبايد كه اگر اين لقمه بخورم مرا فردا به تاوان گرسنگان بگيرند . و آن ديگر ، لقمههاى حرام مىخورد نه از