شهاب الدين احمد سمعانى
145
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
22 . - القابض الباسط بعضى گفتهاند كه معنى اين نام آن است كه او - جلّ جلاله - گيرندهء جانهاست از كالبدها 1 به وقت مردن ، و بسطكنندهء ارواح است در كالبدها به وقت زنده گردانيدن . و بعضى گفتهاند كه معنى 2 قبض صدقههاست از توانگران . و تحقيق اين قبض قبول است و بسط ارزاق مر درويشان را به معنى 3 بخشيدن و دادن روزيها . و بعضى گفتهاند كه اين قبض به معنى تضييق و تنگ گردانيدن روزى است 4 و بسط به معنى فراخ گردانيدن روزى است . و بعضى گفتهاند كه اين قبض دلهاست كه گاهگاه مرد را بينى بىسببى تنگدل گردد ، و گاهگاه بينى كه بىسببى باز خوشدل گردد . و آن قبض و بسط حكم الهى است و تقدير پادشاهى . لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ وَ هُمْ يُسْئَلُونَ . گاه در قبضهء قبضش نهد تا سلطان جلال دمار از وى برآورد ، و گاه بر بساط بسطش جاى دهد تا سلطان جمال وى را به حكم نوال بنوازد . و آنگاه شرط مرد صاحب درد آن است كه در قبضهء قبض قدرت بىاعتراض بود و بر بساط بسط مودّت بىاغراض باشد . هزار هزار جان فداى جبينى باد كه در آن جبين چنين داورى نبود . آن عزيز عهد گفت : الرّضاء هو استقبال الاحكام بالفرح . رضا آن است كه قدح زهر صرف نوش كنى ، بىآنكه ناله و خروش كنى . و آن سوخته 5 مىگويد .