شهاب الدين احمد سمعانى
125
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
21 . - العليم عليم و عالم و علّام نامهاى خداوند است جلّ جلاله ، و عليم دانا بود . و نشان آنكه بدانست 1 احاطت علم حق به افعال و احوال و اقوال خود ، آن بود كه وجل و استشعار شعار او گردد و از فرق تا قدم وى هيبت علم ولايت زند 2 ، در مراعات اوامر آمر مستمرّ بود 3 ، در تحت مطارق احكام غيبى صابر بود ، در شوق سوط امر الهى ذرّه مثال شود ، در پيش خنجر قهر نهى كوه صفت گردد ؛ زيرا كه صفت ذرّه حركت است و آن كوه سكون . در امتثال مثال اوامر ذرّهء متحرّك نهاد 4 را خاك در چشم كشد و در عالم نواحى كوه را سكون بياموزد 5 . و به قطع و تحقيق 6 مىدان كه اگر جمال / a 39 / امر و كمال نهى بر ديدهء سرّ تو آشكارا گردد ترا در گذارد ، مأمور به ، و انكفاف از منهى عنه چندين به مستحث و باعث سخن حاجت نيفتد ، چه سعادت بود ترا وراى آنكه گويد : اى مشت خاك مرا باش از دل پاك ، اى نطفهء مهين جز مرا مگزين ، اى فخّار صلصال در روضهء وصال ما به مدد اقبال ببال . چه دولت بود وراى آنكه در روزى پنج بار بارگير بارگاه وصل به حكم فضل در دست ركابى لطف به كلبهء عجز تو فرستد و اين طغراى عزّت در منشور دولت تو ثبت كند كه قسمت الصّلاة بينى و بين عبدى نصفين فاذا قال العبد : الحمد للّه ، قال اللّه تعالى : حمدنى عبدى ، الحديث . موسى را - صلواتاللهعليه - كه هم كليم بود و هم كريم بود و در صدف نبوّت درّ يتيم بود چهل شبانه روز در عين انتظار بداشتند ، باز چون نوبت به اين امّت رسيد مايدهء انتظار