شهاب الدين احمد سمعانى

120

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

اوّلش بسوزيم به آخر با وى بسازيم . آدم - صلوات‌الله‌عليه - حريق نار محبّت و سوختهء آتش مودّت بود و موجودات ديگر را از سرّ محبّت خبر نبود ، چون سنگ امر سلطانى بر آهن حكم يزدانى زدند ، آتش بىنيازى بجست جز سوختهء عهد در نگرفت 26 . بيت ترسم كه ز بهر مجلس افروختنى * در عشق چه نكته‌هاست بر دوختنى 27 اى بىخبر از سوخته و سوختنى * عشق آمدنى بُوَد نه آموختنى آسمان گفت : ما را صفت رفعت است . زمين گفت : ما را خلعت بسطت است . كوه گفت ما را خلعت 28 ثبات است و در من معادن جواهر است نبايد كه آفتى به ما باز خورد و اين اوصاف و خلعتها از ما بشود . 29 اين مشتى خاك گفت 30 مرا چيست كه از من بستانند هر چه را ذليل كنند در خاك مالند ، خاك را در چه مالند ؟ مردانه پيش آمد و بارى كه هياكل افلاك نكشيد بر كاهل رجوليّت خود نهاد و نعرهء هل من مزيد مىزد . اى درويش ! آدم را همّتى بود در سر ، كه او ستد و داد با همّت خويش مىكرد و آدمى هر كجا رسيد به همّت رسيد و الّا از آنجا كه نهاد اوست نبايستى كه او جايى رسيدى . 31 اوّل كه او را در وجود آوردند طراز جود 32 و اعزاز و كسوت تخليق وى كشيدند و مسجود ملايكه گردانيدند و نام سلطنت و خلافت او در منشور عهد او ثبت كردند و هشت بهشت خالصه به وى دادند كه يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ * ، الآية . يا آدم صفى در سراى بقا و دار خلود بر مقتضاى ارادت و خواست خود تصرّف مىكن در عيش رغد ، ساختهء كار يوم وعد مىباش ؛ همى همّت سركش آدم پاى در مركب عشق سلطان‌وش آورد و از تركش تجريد تيرى از تفريد بركشيد و بر كمان كمى نهاد و از بند تا بند بركشيد و طاوس آراستهء فردوس را كه در روضهء جنّة المأوى مىخراميد بيفكند 33 كه اين راه مجرّدان است و اين كار ، كار بلندهمّتان است و اين درگاه ، درگاه مقرّبان است 34 ، مكان و زمان و اعيان و آثار و اطلال و اشكال و موجودات و معلومات بكلّى بايد كه از پيش تو برخيزد . و هيچ چيز از اين در دامن تو نياويزد تا نام آزادگى بر تو بنشيند ، و تا نام آزادى بر تو ننشست از تو بندگى درست نيايد . 35 آورده‌اند كه شيخ بو سعيد را - قدّس اللّه روحه - خبر دادند كه فلان جاى مقامرى است استاد ، و از وى حكايتها كردند . بر دلش آمد كه ما را بايد كه اين مرد را ببينيم و ايشان خواهند كه ديدهء ايشان بر هر چيزى بگذرد تا از آن سرّى گيرند . 36 برخاست با جماعت