شهاب الدين احمد سمعانى
88
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
نماز كند و روزه دارد و صدقه دهد و ترسان و لرزان باشد كه از وى قبول نكنند . اى جوانمرد ! پرده دو است : يكى برداشته است و هرگز مبادا كه فروگذارند ، و يكى فروگذاشته و هرگز مبادا كه بردارند . آن پردهء برداشته حجاب نكره است 5 از پيش دلهاى موحّدان و سينههاى مؤمنان ، و آن پردهء فروگذاشته ستر كرم است پيش افعال و اعمال عاصيان ، نه مطيعان 6 و صدّيقان و متّقيان و مخلصان . اى درويش پردهء كرم به حكم قهر قدم از پيش طاعت ابليس برداشتند همه معصيت آمد علم وى را گنگ و لال كردند 7 و علم لميزلى خود را به سخن آوردند . پردهء عفو به حكم لطف محض پيش زلّت آدم فروگذاشتند حكم به شفاعت زفان برگشاد فنسى و لم نجد له / a 26 / عزما . اى جوانمرد ! ستر اوست كه ما بر يكديگر سلام مىكنيم و با يكديگر روزگار مىگذاريم ، و العياذ باللّه اگر او اين ستر بردارد اوّل پدر از پسر ببرّد 8 و مادر از فرزند . بيت گر پرده ز روى كارِ ما بردارند * ترسم به خرابات درون نگذارند 9 مرا عجب آيد از آن قرّاى تهى مغز ، كه شبى دو ركعت نماز بگزارد و آنگاه روز ديگر گره خويشتن بينى بر پيشانى افكند و منّت هستى خويش بر آسمان و زمين نهد و ذرّات وجود با وى مىگويند : سليم دلا كه تويى ، اينجا از كعبه بتخانه مىسازند و از عابد هفتصدهزارساله لعين ابد مىگردانند ، و بلعام باعور را كه اسم اللّه الاعظم در سينه داشت 10 و مستجاب الدّعوة بود 11 بر طويلهء سگان مىبندند . بيت اى بىخبر از كارِ جهانِ گذران * مَستَك شدهاى مرا نمىدانى تو 12 مرد محقّق بايد نه قرّاى نامرد كه هر كه روزى از كرد خود عبارتى كرد 13 و به آن نگرست اين حديث از وى درست نيايد . نامرد قرّا آن بود كه شبى دو ركعت نماز بگزارد روز 14 ديگر خواهد كه عالم از آن حديث پر شود أمّا مرد محقّق از شرق تا غرب پرسجدهء اخلاص كند و آنگاه به آب بىنيازى فروگذارد . آن عزيزى مىگويد : همه روزگار خود را مطالعت كردم در همه عمر خود چهل گناه بيش نكرده بودم از هر گناهى سيصد هزار بار توبه كردم و هنوز در قدم خطرم . اگر بتوانى 15 كه