شهاب الدين احمد سمعانى

57

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

شخصى در وجود آورده كه اگر گرسنه است ديوانه‌اى ، و اگر سير است مستى ، و اگر خفته است مردارى ، و اگر بيدار است متحيّرى بىسرمايه‌اى ، كه در هيچ حال از احوال و در هيچ مقام از مقامات به پاكى انگشت بر وى نمىتوان نهاد . عجز قرين او شده و ضعف صفت لازم وى گشته ، اگر گرد معرفت گردد گويند : و ما قدروا اللّه حقّ قدره . و گر گرد عبادت مىگردد گويند : وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ . وگر از هر دو ، قدم باز كشد خطاب مىآيد كه إِنَّ بَطْشَ رَبِّكَ لَشَدِيدٌ . و گر شفيعى طلبد اين ندا مىآيد كه مَنْ ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ . و گر خواهد كه به سرمايهء خويش جايى رسد اين تيغ قهر از نيام عزّت برمىكشند كه وَ قَدِمْنا إِلى ما عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْناهُ هَباءً مَنْثُوراً . اگر مثالى طلبد گويند : ليس كمثله شىء و اگر جايى طمعش افتد داغ جلال بر مىنهند كه لا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ و گر به خودش نگرش افتد / b 16 / اين تازيانه مىزنند : لئن اشركت ليحبطنّ عملك و اگر خواهد كه عزّى طلبد اين خطاب مىكنند : فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعاً * الكبرياء ردائى و العظمة ازارى فمن نازعنى فى شىء منهما عذّبته . وگر خواهد كه به گوشهء بيرون گريزد اين ندا مىآيد كه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ . و گر خواهد كه با خود سودايى گويد رقبا و حرّاس نشانده‌اند كه ما يَلْفِظُ مِنْ قَوْلٍ إِلَّا لَدَيْهِ رَقِيبٌ عَتِيدٌ . و گر خواهد كه از ظاهر روى باز كشد و در زاويهء دل خود سر و كارى سازد و هوسى پيمايد ، خطاب مىآيد كه يَعْلَمُ السِّرَّ وَ أَخْفى . و گر مفرّى جويد و رخنه‌اى ، گويند : اليه المصير . و گر خواهد كه سخنى گويد ، گويند : لا يُسْئَلُ عَمَّا يَفْعَلُ بيت اين همه مىكند و ليك از بيم * مرد را زهره نى كه آه كند زانكه رويش به سان آيينه است * آه آيينه را تباه كند 24 شعر لم يكثرون تطلّبا لهلاكهم * و هم يرونك بكرة و اصيلا و لو انّهم نظروا با عين ودّهم * نظروا اليك لهللوا تهليلا يا لابسا حلل المحاسن انّنى * البست قالا فى هواك و قيلا اى تو در بلاى خود بمانده و عالم در بلاى تو مانده ، مصطفى را گفت : بعثتك لابتليك و ابتلى بك . يا محمد ترا فرستادم تا در بلا افكنم و خلق را به تو در بلا افكنم ، تيغ برگير ، مردانه‌وار