شهاب الدين احمد سمعانى

30

روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )

حقايق ايمان و لطائف توحيد و احسان را حاوى گشت چون از او پرسى كه أ مؤمن انت ؟ مؤمن هستى ، گويد : مؤمنم حقّا إن شاء اللّه ، تا داد مؤمنى داده باشد و از كوى دعوى قدم باز كشيده . محال گفتند آنها كه گفتند : إن شاء اللّه شك است 6 . ما ابعدهم عن الدين 7 . اين إن شاء اللّه خوف قلب است از خفاياى سلب . آورده‌اند كه آن مردى در راهى مىرفت و درمى چند در سر آستين داشت و در عقيدتش خلل بود ، يكى او را گفت : كجا مىروى ؟ گفت : درمى چند دارم به خزّفروشان مىشوم تا خزّى خرم . گفت : بگو إن شاء اللّه . گفت : به إن شاء اللّه چه حاجت است كه زر بر سر آستين است و خزّ در بازار . او بگذشت ، در راه طرّارى به وى باز خورد و آن زر به حيلت ببرد . چون آن مرد واقف شد كه زر ببردند خجل‌وار بازگشت ، و باتّفاق هم آن مرد به او باز خورد و گفت : هان خزّ خريدى ؟ گفت : زر ببردند إن شاء اللّه . گفت : غلط كردى ، إن شاء اللّه در آن موضع بايد گفت تا فايده باز دهد 8 . اى بسا پير مناجاتى هفتاد سال در طاعت به قدر استطاعت به سر برده ، شب را پالونهء آب گرم ديده كرده و روز را پيمانهء باد سرد گردانيده ، سبحهء تسبيح در دست ، از شراب تقديس و تهليل مست ، همى چون رشتهء عمرش باريك گشت و روز اميدش تاريك شد وَ بَدا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ ما لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ . و اى بسا جوان خراباتى كه دردى حدث شيطان در روى ماليده درخت روزگارش بر مزبلهء شهوات بباليده ، در خمر و زمر و قمر برآمده همى ناگاه على الفتوح ، رسول قبول و صلح به درآمده و گفته : الحبيب يقرئك السّلام * و يقول انّ لى معك كلام 9 يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَنْ يَرْتَدَّ مِنْكُمْ عَنْ دِينِهِ . الآية . آورده‌اند كه مؤذّنى بود چندين‌ساله ، در مسجدى بانگ نماز كرد ، 10 روزى بر مناره رفت بانگ نماز را ، از اتّفاق ديده‌اش بر زنى ترسا افتاد ، در كار آن زن برفت ، چون از مناره فروآمد هرچند كه با خويشتن برآويخت ، برنيامد ، به در سراى آن زن آمد و قصّه با وى بگفت . زن گفت : اگر در دعوى صادقى ، موافقت شرط است زنّار ترسايى بر ميان بند 11 . زنّار بربست و العياذ باللّه ، و خمر باز خورد 12 ، و چون مست گشت قصد آن زن كرد . زن بگريخت و در خانه شد ، آن مدبر 13 بر بام شد تا به حيلتى خويشتن را در آن خانه افكند . خذلان ازلى تاختن آورد / b 8 / و از بام در افتاد و بر ردّت هلاك شد . چندين سال مؤذّنى كرده و شرايع