شهاب الدين احمد سمعانى
مقدمهء مصحح 104
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
بيشترينهء اين ابيات از سنايى است ولى ابياتى هست كه مولوىوار مىنمايد ، و نيز ابياتى از شاعرانى كه پس از روزگار مؤلف روح الارواح زيستهاند . ابيات مندرج در هامش نسخهء مورد بحث ، از نظر تاريخ شعر فارسى ، و نيز از جهت تصحيح اشعار سخنورانى كه ابياتشان در هوامش اين نسخه آمده ، حايز اهميت است و درخور تحقيق و تدقيق . زيرا در بعضى از موارد كه نگارنده مجال جستجو و تأمل بر ابيات مذكور در حواشى نسخهء مزبور را داشتهام ، به نكاتى رسيدهام كه از نظر تاريخ شعر فارسى و تصحيح و ويرايش دواوين شاعرانى كه ابيات آنان در حواشى اين نسخه آمده قابل توجه است . مثلا در حاشيهء ورق / a 5 / غزلى آمده است همانند غزليات ديوان كبير مولانا جلال الدين بلخى ، كه آن را در ديوان شمس ( تصحيح استاد فروزانفر ) نديدم . مطلع و مقطع غزل مذكور چنين است : دل از اغيار خالى كن چو عزم كوى ما دارى * نظر بر غير ما مفكن چو قصد روى ما دارى به تير غمزهات مَستم كه بر جانم كمين كردى * كمان شمس دين گيرى اگر بازوى ما دارى « 104 » و به اين غزل سنايى غزنوى توجه كنيد و ضبط كلمات و مصراعها را به هيئتى كه در حاشيهء نسخهء مورد بحث / ورق b 12 / آمده با صورتى كه در ديوان او ثبت شده است « 105 » قياس كنيد : + حاشيهء نسخهء آستان قدس مرد دنيا باز بايد تا كه دردِ دين كشد * سرمهء تسليم را در چشم دنيا بين كشد با قناعت صلح جويد محرم خلوت شود * ترك بىتركى به فرق زهره و پروين كشد هر خسى از رنگ و بويى كى بدين معنى رسد * رخش رستم را مگر هم رستم اندر زين كشد مصطفى بايد بدينجا تا به علّيّين شود * مرتضى بايد بدينجا تا ز دشمن كين كشد + ديوان سنايى عاشق ديندار بايد تا كه درد دين كشد * سرمهء تسليم را در چشم روشنبين كشد با قناعت صلح جويد محرم حرمت شود * برگِ بىبرگى به فرق زهره و پروين كشد هر خسى از رنگ و گفتارى بدين ره كى رسد * مرد چون صدّيق بايد تا سم تِنّين كشد جعفر طيّار بايد تا به علّيّين پرد * حيدر كرار بايد تا ز دشمن كين كشد
--> ( 104 ) - تمام غزل را در بخش اختلاف نسخههاى اسم الرحمن الرحيم ، و نيز در فهرست ابيات نسخه بدلها ببينيد . ( 105 ) - تصحيح مدرس رضوى ، ص 9 - 138 .