الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )
76
إحياء علوم الدين ( فارسى )
خود را گرسنه بگذارد [ و ] گويد كه « فضل خداى چشم مىدارم » بدانچه او را گنجى روزى گرداند كه از زير زمين در خانهء خراب خود بيابد ، نزديك اهل بصيرت او را از احمقان و مغروران شمرند ، اگرچه آن چه چشم مىدارد در قدرت خداى و فضل او مستحيل نيست ، پس همچنين كسى كه آمرزش از فضل خداى چشم دارد با آن كه بر گناهان اصرار نمايد و سالك راه مغفرت نشود نزديك ارباب دل او را از معتوهان شمرند . و عجب از عقل اين معتوه و رايج گردانيدن او حماقت خود را در معرض خوب بدان كه گويد كه خداى كريم است و بهشت او از مثل من تنگ نشود و معصيت من او را زياد ندارد ، پس او را بينى كه در دريا نشيند و در طلب دنيا اقتحام غرور و ارتكاب خطر كند ، و چون او را گويند كه خداى كريم است و اموال و خزاين او از درويشى تو قاصر نيست و كاهلى تو به ترك تجارت او را زيان ندارد ، پس در خانهء خود بنشين شايد كه تورا روزى دهد از آن جا كه چشم ندارى ، گويندهء اين سخن را احمق شمرد و بر وى أفسوس كند و گويد : اين چه هوس است ! از آسمان زر و سيم نبارد ، و آن جز به كسب نتوان يافت ، رب الارباب همچنين تقدير كرده است ، و سنت خود بر آن رانده است ، و سنت او را تبديل نيست . و نداند اين مغرور كه پروردگار آخرت و پروردگار دنيا يكى است [ 56 ] و سنت او را در هر دو سراى تبديل نيست . و او اخبار فرموده است و گفته : وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى ، « 185 » اى ، نيست آدمى را مگر آن چه كار كند . پس چگونه اعتقاد دارد كه او كريم است در آخرت و كريم نيست در دنيا ! و چگونه گويد كه فتور از كسب مال مقتضى كرم نيست ، و فتور از ملك مقيم و نعيم دايم مقتضى كرم است ، و به حكم كرم بى مجاهده آن بدهد ، و با سختى مجاهده در غالب الامر اين را منع كند ! [ و غفلت ورزد از قول خداى تعالى : وَ فِي السَّماءِ رِزْقُكُمْ وَ ما تُوعَدُونَ ، « 186 » اى ، در آسمان ( به امر خدا مقدر ) است روزى شما و آن چه به شما وعده دادهاند . ] پس بازداشت خواهيم به خداى از نابينايى و گمراهى . چه آن جز نگونسارى و اقتحام در تاريكى جهل نيست ، و صاحب آن سزاوار است به داخل شدن در قول حق تعالى : وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً ، « 187 » اى ، اگر بينى اى محمد چون گناهكاران سر فرو انداخته باشند نزديك پروردگار خود ، مىگويند : اى پروردگار ، ديديم آن چه بدان تكذيب مىنموديم ، و شنيديم از تو صدق آن چه پيغامبران آوردند ، پس ما را به دنيا بازگردان تا نيكويى كنيم صدق سخن تو را . وَ أَنْ لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى مشاهده كرديم ، پس ما را به دنيا بازگردان تا سعى كنيم ! و آن گاه بازگشتن ممكن نباشد ، و عذاب بر ايشان واجب گردد . پس بازداشت خواهيم به خداى از چيزهايى كه ما را به جهل و شك و ريبت خواند ، و از راه ضرورت ما را به بازگشتن جاى بد رساند .
--> ( 185 ) 53 - 39 . ( 186 ) ذاريات 51 - 22 . ( 187 ) سجده 32 - 12 .