الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

74

إحياء علوم الدين ( فارسى )

پيوند كردن ميرد . اى گناه كنندهء بازگردنده است ، چه جامهء تقواى او به گناه دريده شود ، به توبه و پشيمانى آن را پيوند كند . و حق تعالى گفت : أُولئِكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِما صَبَرُوا وَ يَدْرَؤُنَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ ، « 180 » اى ، ايشان را دو بار مزد داده شود ، يك بار براى ايمان به كتاب خود و يك بار براى ايمان به قرآن ، بدانچه صبر كردند بر رنجه داشت ، و دفع كردند بدى را به نيكى . پس ايشان را به عدم [ 54 ] بدى اصلا صفت نكرده است . طبقهء سوم آن كه توبه كند و مدتى بر استقامت استمرار نمايد و مستمر باشد ، پس آرزوى بعضى گناهان روى را غلبه كند و بر آن اقدام نمايد از قصد و غلبهء شهوت ، بدانچه آن را قهر نتواند كرد ، الاّ آن كه مع ذلك بر طاعتها مواظبت نمايد ، و بسيارى از گناهان با قدرت و شهوت بگذارد ، و جز اين يك شهوت يا دو شهوت او را قهر نكند و خواهد كه حق تعالى او را بر قهر آن قادر گرداند و شرّ آن از او كفايت كند . اين آرزوى او باشد در حال قضاى شهوت . و چون از آن فارغ شود پشيمان شود و گويد : « كاشكى نكردمى ، و زود باشد كه از آن بازگردم ، و در قهر آن با نفس خود مجاهده كنم . » ليكن نفس او آن را بيارايد و در تسويف توبه كرّات و مرّات مبالغت نمايد . اين نفس را نفس « مسوّله » « 181 » گويند ، و صاحب او از آن كسان باشد كه حق تعالى در حق ايشان فرموده است : وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً « 182 » اى ، ديگران اعتراف نمودند به گناهان خود ، عملى شايسته و ديگرى بد به هم آميختند . پس كار او از روى مواظبت بر طاعتها و كراهيت آن چه تعالى نموده است اميدوار [ كننده ] باشد ، پس شايد كه توبهء او قبول فرمايد . و عاقبت او از روى تسويف و تأخير با خطر باشد ، و باشد كه پيش از توبه وفات كند و كار او در مشيّت افتد : پس اگر خداى - عزّ و جلّ - به فضل خود تدارك فرمايد و شكستگى او را جبر كند و به توبه بر وى منت نهد ، به سابقان پيوندد . و اگر شقاوت وى را غلبه كند و شهوتش « 183 » مقهور گرداند ، بيم آن باشد كه آن چه در أزل از سوء خاتمت سابق شده است بر وى نزول كند . زيرا كه اگر بر متفقّه مثلا احتراز از شواغل تعلم متعذر شود ، آن تعذّر دليل باشد بر آن كه در أزل سابق شده است كه از جاهلان خواهد بود ، پس اميد در حق او ضعيف شود . و چون اسباب مواظبت بر تحصيل وى را ميسر گردد ، دلالت كند بدان كه در أزل رفته است كه از جملهء عالمان باشد . پس همچنين سعادات آخرت و دركات آن به حكم تقدير مسبب الاسباب به حسنات و سيّئات مرتبط است ، چنان كه بيمارى و صحت به تناول غذاها و داروها باز بسته است ، و چنان كه حاصل شدن فقه نفس ، كه بدان مستحق منصبهاى عالى شود در دنيا ، به ترك كاهلى و مواظبت بر فقيه گردانيدن نفس بازبسته است . پس چنان كه منصب قضا و رياست و تقدم علمى را شايسته نباشد مگر نفسى كه به بسيارى تفقه فقيه شده باشد ، ملك آخرت و نعيم آن و قربت پروردگار جهان را [ نيز ] شايسته نباشد مگر دلى كه به بسيارى پاك كردن و پاكيزه نمودن پاك شده باشد و سليم گشته .

--> ( 180 ) قصص 28 - 54 . ( 181 ) مسوّلة ، اغوا كننده ، فريبنده . ( 182 ) توبه 9 - 102 . ( 183 ) شهوت او را .