الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

756

إحياء علوم الدين ( فارسى )

مرتكب آن بوده است تا آن را تدارك كند . و هر يك از محبوبات هم بر اين جمله انقسام پذيرد . و چون اين قسمها جمع كنى ، مجارى فكرت در اين قسمها بيش از صد باشد . و بنده [ مدفوع ] « 33 » است به تفكر ، يا در كل آن يا در بيشتر آن . و شرح آحاد اين قسمها دراز شود . و ليكن اين قسم در چهار نوع منحصر است : طاعات و معاصى و صفات منجيات و صفات مهلكات . و ما در هر نوعى مثالى بياريم تا مريد ديگر كارها بر آن قياس كند ، و در فكرت او را گشاده شود ، و طريق آن او را وسعت پذيرد . نوع اول معاصى . بايد بنده بامداد هر روزى هفت اندام خود را بتفصيل وارسى كند ، پس تن خود را به اجمال تفتيش كند كه در حال ملابس معصيتى هست تا آن را بگذارد ، يا « دى » ملابس آن بوده است كه آن را به ترك و پشيمانى تدارك كند ، يا امروز متعرض آن هست كه براى احتراز و دور بودن از آن مستعد شود . پس در زبان نگرد و گويد كه او متعرض غيبت و دروغ و خويشتن ستايى و أفسوس و مزاح و خوض در ما لا يعنى و غير آن است از مكاره . پس اول در نفس خود مقرر كند كه آن نزديك حق تعالى مكروه است در شواهد قرآن و سنّت بر سختى عذاب آن . پس تفكر كند در احوال خود كه چگونه آن را تعرض نمايد از آن روى كه نداند . پس تفكر كند در آن كه از آن چگونه احتراز كند ، و بداند كه آن او را تمام نشود مگر به عزلت و تنهايى ، و بدان كه مجالست نكند مگر با پارسايى و پرهيزكارى كه بر او انكار كند هر گاه كه چيزى گويد كه مكروه خداى باشد ، يا سنگى در دهان نهد چون با غير او مجالست كند تا آن ياد دهنده باشد او را ، چه همچنين باشد فكرت در حيلهء احتراز . و در سمع خود تفكر كند كه بدان غيبت و دروغ و فضول سخن و لهو و بدعت اصغا نمايد ، و آن از زيد و عمر و شنود . و چگونه بايد كه از آن احتراز كند به دور شدن از ايشان يا به باز داشتن از منكر هر گاه كه آن را بشنود . و در شكم خود تفكر كند كه در آن خداى را عاصى شود به خوردن و آشاميدن ، اما به بسيار خوردن از حلال ، چه آن مكروه است نزديك خداى و شهوت را كه سلاح شيطان است و دشمن خداى [ 564 ] قوّت دهنده ، و اما به خوردن حرام و يا شبهت . پس بنگرد كه طعام و لباس و مسكن و مركب و مكسب او از كجاست ، و در طرق حلال و مداخل آن تفكر كند ، پس در وجوه حيله در كسب كردن آن و احتراز از حرام تفكر كند ، و بر نفس خود مقرر كند كه جمله عبادتها ضايع است با خوردن حرام ، و خوردن حلال اساس همهء عبادتهاست ، و خداى - عز و جل - قبول نفرمايد نماز بنده‌اى كه در جامهء او يك درم حرام باشد ، چنان كه در خبر است .

--> ( 33 ) مدفوع ، رانده شده . نسخهء خطى : مرفوع ، زبيدى : العبد مدفوع إلى الفكر ( همان جا ) .