الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

757

إحياء علوم الدين ( فارسى )

پس همچنين در اعضاى خود تفكر كند در اين مقدار كفايتى است از استقصا . پس هر گاه كه به فكرت حقيقت معرفت اين حالها حاصل آيد ، همه روز به مراقبت آن مشغول شود تا اندامها را از آن نگاه دارد . و اما نوع دوم طاعتهاست . پس اول در فرايض كه بر او مكتوب است نگرد كه آن را چگونه گزارد ، و از نقصان و تقصير چگونه نگاه دارد ، و يا چگونه نقصان آن را به بسيارى نفل جبر كند . پس به اندامها جدا جدا باز گردد و تفكر كند در فعلهايى كه تعلق بدان دارد از آن جمله كه [ محبوب ] « 34 » خداى است . پس گوييم مثلا كه چشم براى آن آفريده شد كه در ملكوت آسمان‌ها و زمين نگرد بر سبيل عبرت ، و در طاعت خداى كار بندد . و در كتاب خداى و سنت رسول او نگرد و گويد كه قادرم كه چشم را در طاعت خداى مشغول دارم به مطالعهء قرآن و سنت ، پس چرا نكنم ؟ و قادرم بر آن كه در فلان مطيع به چشم تعظيم نگرم و شادى به دل او رسانم ، و در فلان فاسق به چشم خوار داشت نگرم و او را از معصيت خداى بدان باز زنم ، پس چرا نكنم ؟ و همچنين در سمع خود گويد كه قادرم بر شنيدن سخنهاى غمناك ، يا شنيدن حكمتى و علمى ، يا شنيدن قرائتى و ذكرى ، پس چرا آن را معطل گذارم ؟ و خداى - عز و جل - بدان بر من انعام فرموده است ، و آن را به من وديعت داده تا شكر آن بگزارم ، پس چرا نعمت خداى را در آن تضييع و تعطيل و ناسپاسى كنم ؟ و همچنين در زبان تفكر نمايد و گويد : قادرم بر آن چه به خداى تقرب نمايم به تعليم و وعظ و تودّد « 35 » به دل اهل صلاح ، و پرسيدن از احوال درويشان ، و رسانيدن شادى به دل زيد صالح و عمرو عالم به سخنى خوش ، و هر سخن خوش كه هست صدقه است . و همچنين در مال خود تفكر كند و گويد : قادرم بر آن كه فلان را مال صدقه دهم ، چه من از آن مستغنىام ، و هر گاه كه بدان محتاج شوم حق تعالى مرا به مثل آن روزى كند ، و اگر اين ساعت بدان محتاجم ، به ثواب ايثار محتاج‌تر از آنم كه بدين مال . و همچنين از همهء اعضاى خود تفتيش كند ، و از جملهء بدن خود و از مالهاى خود تفتيش كند ، بلكه از ستوران و غلامان و فرزندان خود ، چه آن همه اسباب و أدوات اوست ، و تواند كه خداى را بدان طاعت كند . پس به فكرت باريك وجوه طاعتها كه بدان امكان دارد بيرون آرد ، و تفكر كند در آن چه او را راغب كند در مبادرت بدان طاعتها ، و تفكر كند در اخلاص نيت در آن ، و براى آن محل استحقاق طلبد تا عمل او بدان نما پذيرد . و ديگر طاعتها را بر اين قياس كن .

--> ( 34 ) نسخهء خطى : مكتوب . عربى : مما يحبه اللّه ( زبيدى 10 - 172 ) . ( 35 ) تودّد ، جلب دوستى .