الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

754

إحياء علوم الدين ( فارسى )

و پنجم خدمت جوارح دل را به حسب حالى كه او را تازه شد . پس چنان كه سنگ بر آهن زنند و از آن آتشى بيرون آيد [ 562 ] كه موضع بدان روشن شود ، پس چشم بيند پس از آن چه نمىديد ، و اعضا در كار ايستد « 28 » به جهت عمل ، پس همچنين آتش زنهء [ نور ] معرفت فكرت است . پس ميان دو معرفت جمع كنند ، چنان كه ميان سنگ و آهن جمع كنند ، و به طريق مخصوص آن را تأليف دهند ، چنان كه سنگ بر آهن زنند زدني مخصوص ، پس نور معرفت پيدا آيد ، چنان كه آتش از سنگ و آهن . و به سبب اين نور دل بگردد تا ميل كند به چيزى كه بدان ميل نمىكرد ، چنان كه بصر به نور آتش بگردد و چيزى بيند كه نمىديد ، پس اعضا به مقتضى حال دل در كار ايستد ، چنان كه در كار ايستد كسى كه به سبب تاريكى از عمل عاجز باشد در آن حال كه چشم بيند آن چه نمىديد . پس اكنون ثمرهء فكرت علمها و حالهاست ، و علمها بى نهايت است ، و حالها كه صورت بندد بر دل بگردد ، شمردن آن امكان ندارد . پس براى اين اگر مريدى خواهد كه فنون و مجارى فكرت را حصر كند و بداند كه تفكر در چه باشد ، نتواند ، چه مجارى فكرت بى شمار است و ثمرات آن بى شمار . آرى ، ما بكوشيم در ضبط مجارى آن به اضافت « 29 » مهمات علمهاى دينى ، و به اضافت « 30 » حالهايى كه مقامات سالكان است ، و آن ضبطى [ جملى ] « 31 » باشد كه تفصيل آن شرح همهء علمها اقتضا كند . و جملهء آن كتابها چون شرح است بعضى را ، از آن چه آن مشتمل است بر علمهايى كه آن همه علمها از فكرتهاى مخصوص مستفاد باشد . پس بايد كه سوى ضبط مجامع اشارت كنيم ، چه وقوف بر مجارى « فكر » بدان حاصل آيد . بيان مجارى فكرت ( 1 ) بدان كه فكرت در كارى باشد كه تعلق به دين دارد ، و در كارى كه تعلق به غير دين دارد . و غرض ما آن است كه تعلق به دين دارد . پس بايد كه قسم اخير را بگذاريم . و به دين معاملتى مىخواهيم كه ميان بنده و خداى باشد . پس همهء فكرتهاى بنده يا تعلق به بنده و صفات و احوال او دارد ، و يا به معبود و صفات و افعال او . و امكان ندارد كه از اين دو قسم بيرون باشد . و آن چه تعلق به بنده دارد : يا نظر باشد در آن چه نزديك خداى محبوب است ، يا نظر در آن چه نزديك او مكروه است ، و در غير آن دو قسم به فكرت حاجت نيست .

--> ( 28 ) ايستادن ، برخاستن ، قيام كردن . ( 29 ) به اضافت ، به نسبت . ( 30 ) به اضافت ، به نسبت . ( 31 ) نسخهء قاهره : جملگى ، شرح زبيدى : ضبطا جملى ( اى اجمالى ، 10 - 170 ) .